شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸   |   Sat October 19, 2019  
   
 
 آرشیو  |  جستجو         
         صفحه اصلی   |
     پربازدیدترین ها
مجله بهداشت و سلامت - سال هفتم- شماره 37
مجله بهداشت و سلامت - سال ششم- شماره 36
مجله مدیریت شهری - سال هفتم- شماره 2
ورزش و سرگرمی - سال هفتم- شماره36
مجله مدیریت شهری - سال هفتم- شماره 1
مجله بهداشت و سلامت - سال هفتم- شماره 39
معلومات عمومی - سال هفتم- شماره 1
معلومات عمومي - سال هفتم - شماره 2
مجله فناوری اطلاعات - سال هفتم- شماره 32
مدیریت شهری - سال هفتم- شماره 3
     مدیریت شهری
مدیریت شهری -  شماره 11
مدیریت شهری -  شماره 10
مديريت شهري -  شماره 9
مدیریت شهری -  شماره 8
مديريت شهري -  شماره 7
مدیریت شهری -  شماره 6
مدیریت شهری -  شماره 5
مدیریت شهری -  سال هشتم-شماره 4
مدیریت شهری -  سال هفتم- شماره 3
مجله مدیریت شهری -  سال هفتم- شماره 2
  بیشتر ...
     فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات -  شماره 34
فناوري اطلاعات -  شماره 33
مجله فناوری اطلاعات -  سال هفتم- شماره 32
مجله فناوری اطلاعات -  سال هفتم- شماره 31
مجله فناوری اطلاعات -  سال ششم- شماره 30
مجله فناوری اطلاعات -  سال ششم- شماره 29
مجله فناوری اطلاعات -  سال ششم- شماره 28
مجله فناوری اطلاعات -  سال پنجم- شماره 27
مجله فناوری اطلاعات -  سال پنجم- شماره 26
مجله فناوری اطلاعات -  سال چهارم- شماره 25
  بیشتر ...
 
 
  تاریخ انتشار : ١٣٩١/١٢/١۵ تعداد بازدیـد : ٧۶۴ نسخه چاپی
 
 فرهنگ و هنر
 سال ششم- شماره ٣٣
 
 
 
مجله فرهنگ و هنر

 

عناوین

 

:: شيوه هاي امر به معروف ونهي از منكر

:: جايگاه امر به معروف در قرآن وروايات

:: ۵٠توصيه پيامبر براي مديريت كارگزاران

 

شيوه هاي امر به معروف ونهي از منكر

اهميت شيوه ها

پيامبر اكرم ( ص) فرمود: ( هر كه امر به معروف مي كند ،بايد شيوه اش نيز معروف باشد).

قرآن مي فرمايد : نيكي در اين نيست كه از بي راهه به خانه ها وارد شويد ، نيكي دراين است كه از راه آن وارد شويد.

امام باقر (ع) ذيل اين آيه فرمود : خانه ها را از راهش وارد شويد يعني هر كاري را از راهش انجام دهيد !

آري براي هرمعروف ومنكري ، از هر شخصي درهر مكاني وهر زماني، شيوه اي خاص لازم است كه اگرمراعات نشود ، امكان دارد اثر منفي دهد.

 شيوه آئينه وار

حديثي از پيامبر (ص) نقل شده كه فرمود: ( المومن مراه المومن ) مومن آئينه مومن است . اگر در اين حديث كوتاه دقت كنيم، نكاتي درباره شيوه امر به معروف درك مي كنيم ؛ از جمله :

١- آئينه از روي صفا عيب را مي گويد ، نه از روي انتقام ، غرض وكينه

٢- آئينه زماني عيب را نشان مي دهد كه خودش گردوغبار زده نباشد.

٣- آئينه مراعات مقام ومدال را نمي كند.

۴- آئينه عيب را بزرگتر از آنچه هست ،نشان نميدهد.

۵- آئينه همراه با نشان دادن عيب ،نقاط قوت را نيز نشان ميدهد.

۶- آئينه عيب را روبرو مي گويد نه پشت سر.

٧- آئينه عيب را بي سروصدا مي گويد.

٨- آئينه عيب را در دل نگه مي دارد و همين كه از كنارش رد شدي عيب از صفحه اوپاك مي شود.

٩- آئينه را اگر شكستي ، خرده هاي آن هم زشت و زيبا را نشان ميدهد. مومن را اگر شكستي وتحقير كردي ،باز دست از حرفش بر نمي دارد .

١٠- اگر آئينه عيب مرا گفت ، بايد خودم را اصلاح كنم ،؛ نه آنكه آئينه را بشكنم .آري! اگر مسلماني نهي ازمنكر كرد ،شما گناه را از خود دور كن وبه انتقاد كننده اعتراض نكن.

اي غزالي گريزم از ياري كه اگر بدكنم نكو گويد

مخلص آن شوم كه عيبم را همچو آيينه روبه رو گويد

نه كه چون شانه با هزار زبان پشت سر رفته ،موبه مو گويد

 توجه دادن به كرامت وارزش انسان

اگرانسان بداندكه جانشين خداست.

اگرانسان بداندكه فرشتگان بر اوسجده كرده اند اوموجودي است كه روح خدا دراو دميده شده است؛ تنها موجودي است كه خداوند درآفرينش او خود را ستوده است؛ همه چيز را به تسخير او درآورده است؛ در آفرينش ، بهترين شكل را به او عطا كرده است؛ براي او ، انبيا وكتب آسماني فرستاده است؛ او را موجودي فنا ناپذير قرار داده است، ارزش اوبهشت است ونه كمتر ؛ خداوند انواع فضيلت ها وكرامتها را به او مرحمت كرده است.

اگرانسان به اين كرامت ها ومقامات توجه كند ، هرگز خودرا به كارهاي زشت آلوده نخواهد كرد.

راستي! چرا عمر ما چراگاه شيطان باشد؟ ما كه جانشين خدائيم ،چرا با دشمن خدا قرين باشيم؟

حضرت علي (ع) فرمود : كسي كه كرامت و ارزش خود را شناخت دنيا و هوسها نزد او ناچيز مي شود.

 خاطره

شخصي به نام شقراني در زمان امام صادق (ع) مرتكب شراب خواري شد .امام صادق (ع) به او فرمود: اي شقراني ! كار زشت از هر كس كه سر زند ، زشت است ؛ ولي اگر از تو سر زند ، زشت تر است؛ همان گونه كه كار نيكو از هر كس نيكوست ؛ ولي اگراز تو سر زند ، نيكوتر است . اين به خاطر جايگاه تو است . تو از وابستگان ما هستي . پس ، قدر خود را بدان !

 شيوه هاي امرونهي

١- آماده سازي

سخن حق ، همچون شكر است ؛ اگر شكر را به همين شكل در گلوي كسي بريزيم ، امكان دارد خفه شود. بايد شكر را با آب مخلوط كرده تا تبديل به شربت شود وبراي همه افراد قابل استفاده وتحمل باشد .

از خاطرم نمي رود زماني كه مي خواستم درباره روايات كفن در تلويزيون صحبت كنم ، فكر كردم كه بعضي مردم تحمل شنيدن اين گونه آماده كردم كه : از نيازهاي عمومي وهمگاني ، نياز به لباس است. اسلام براي هر فصل و زمان وكاري لباس در نظر گرفته ودستوراتي داده است؛ مثل لباس كودك، لباس كار ، لباس جنگ ، لباس نماز عيد ،لباس نماز باران ،لباس احرام و حج ، لباس عروس ، لباس دادن به برهنه ها ، نظافت لباس ،وصله كردن لباس ،رنگ لباس ، دوخت لباس ، جنس لباس و...

وبراي هر يك ازعناوين هم حديثي ونكته اي گفتم . كم كم مردم را براي شنيدن بحث آخرين لباس (كفن) و روايات كفن آماده كردم .ولي اگر از ابتدا مي گفتم : موضوع بحث امروزم كفن است ، شايد ميليون ها نفر تلويزيون را خاموش مي كردند.

٢- تلفيق

چه بسيارند افرادي كه از انجام معروف هراس دارند وچه بسارند كساني كه جدا شدن از بعضي منكرات را براي خودمحال مي پندارند ، در صورتي كه تلقين صحيح وبيان نمونه ها در اين زمينه كارگشا خواهد بود.

٣- استفاده از هنر ، شعر وطنز

نقش هنر در دعوت مردم به فساد وانحراف ،بر كسي پوشيده نيست . سامري با هنر مجسمه سازي توانست مردم رامنحرف وبني اسرائيل را گوساله پرست كند.

زيبا گويي ، فصاحت وبلاغت ، بهترين اهرم براي جذب مردم است؛ همانگونه كه قيافه زيبا و موزون نقش مهمي در تاثير كلام دارد.

در قرآن ، امر شده است كه هنگام رفتن به مسجد ، زينت هاي خود را با خود برداريد.

سخن زيبا ومجادله نيكو از سفارشهاي قرآن كريم است.

يكي از نامهاي قرآن ، احسن القصص است. آري ، قصه گويي يك هنر است.

 ۴- انصاف در برخورد

قرآن كريم در نهي از شراب ، اول از منافع مادي ومالي آن سخن گفته است وبعد مي فرمايد : (ضررش از نفعش بيشتر است)

خداوند در برخورد با كافران ومنافقان ومشركان ، همواره از عبارت (اكثرهم) استفاده مي كند، يعني همه آنان را نفي نمي كند بلكه مي فرمايد: بيشتر آنها چنين هستند در برخورد با خلافكاران نيز بايد ابتدا نقاط قوت ومثبت آنها را بگوييم وسپس آنها را متذكر كنيم .

۵- اميد دادن

گاهي انسان گنهكار با خود مي گويد :ديگر ازما گذشته است ، ما ديگرراهي براي بازگشت نداريم. ما ديگر جهنمي شده ايم . اين گونه افراد هر روز به گناه بيشتري گرفتار مي شوند.

چون قامت ما براي غرق است در كم و زياد او چه فرق است

بايد به آنها از عفو الهي واز پذيرفتن توبه ولطفي كه خداوند به توبه كنندگان دارم بگوييم و خاطراتي ازتوبه كنندگان بيان كنيم تا گناه ، او را به ياس نكشاند . بايد به او تذكر داد كه ياس ازگناهان كبيره است .

۶ – تغافل

گاهي بايدانسان خود را به غفلت بزند وتظاهر كند كه من متوجه خلاف تو نشدم تا از اين طريق شخصيت افراد شكسته نشود.

قرآن مي فرمايد : برادران يوسف كه پس از ده ها سال او را ديدند ونشناختند ، به او گفتند : ما قبلاً برادري داشتيم به نام يوسف كه دزد بود. يوسف خود را به تغافل زد ونگفت كه آن برادر من هستم وچرا به من نسبت دزدي ميدهيد .

البته تغافل در مورد خلافه هاي شخصي ، جزئي وفردي است ؛ و گرنه درمسائل مهم كه دشمنان وكفار براي براندازي نظام اسلامي نقشه مي كشند ، تغافل بزرگترين خواست دشمن است.

٧- توجه به ظرفيت افراد

امام صادق (ع) شخصي را براي ماموريتي به منطقه اي فرستاد . او درگزارش خود به امام ، از مردم منطقه به شدت انتقاد كرد .امام فرمود : ايمان ده درجه دارد . بعضي يك درجه ايمان دارند وبعضي دو درجه ، بعضي هم هفت تا ده درجه . نبايد كساني كه ايمان كامل تري دارند ، از ديگران توقع بيش ار ظرفيت داشته باشند .

در شيوه تبليغ انبيا مي خوانيم كه مي فرمودند : ما ماموريم طبق ظرفيت افراد با آنان صحبت كنيم.

٨- كنايه گويي

قرآن به حضرت عيسي (ع) مي فرمايد : آيا تو به مردم گفتي كه من ومادرم را خدا بگيريد؟!

در جاي ديگر ،خداوند پيامبر (ص) را مخاطب قرار داده و مي فرمايد : اگر پدر و يا مادرت نزد تو به پيري رسيدند ، تو با آنان درشتي نكن !

در حالي كه همه مي دانيم حضرت عيسي مردم را به توحيد دعوت مي كرد وپيامبر اسلام دركودكي پدر ومادر خود را از دست داده بود.اين گونه خطاب ها در حقيقت به مردم است.

 ٩ – ايجاد محبت

در بخش مهمي از قرآن ، خداوند نعمت هاي خود را مي شمارد تا عشق انسان را نسبت به خود زياد كند.

قرآن كه مردم را امر به عبادت مي كند ، مي فرمايد : پروردگار كعبه را پرستش كنيد ؛ زيرا او شما را از گرسنگي وترس نجات داد.

نمونه هايي از سيره پيامبر اكرم ( ص) درباره جذب دلها:

١- هر گاه سه روز يكي از ياران را نمي ديد ، به سراغش مي رفت.

٢- از مريض ها در دورترين نقطه شهر عيادت مي كرد.

٣- مردم را با بهترين نام صدا مي زد . حتي نام زنان وكودكان را با كرامت مي برد.

در تاريخ زندگي اهل بيت عليهم السلام نيز خاطرات فراواني به چشم مي خورد كه يك نمونه از آن را نقل مي كنيم :

مردي شامي به امام حسن مجتبي (ع) جسارت كرد.حضرت ايشان را به منزل بردند وچنان موردتفقد قرار دادندكه او از حرفهاي خود شرمنده شد.

در روايات مي خوانيم : با هر كس كه با تو قطع رابطه كرد ، ارتباط برقرار كن وهر كس به تو بدي كرد ، تو با او خوبي كن.

١٠- تحريك عواطف

شخصي به مادرش تندي كرد .روز بعد ،امام صادق (ع) او را ديد و به او فرمود : چرا با مادرت تندي كردي؟مگر نمي داني كه شكم مادرت منزل تو بود؟ دامان مادرت گهواره تو بود؟ شير مادر غذاي تو بود؟سپس فرمود : پس با او خشن نباش.

١١- مخفيانه ومختصر باشد

در حديث مي خوانيم : هر كس برادر ديني خود را مخفيانه موعظه كند ،او راآراسته كرده ،ولي هر كس آشكارا موعظه كند، او را شرمنده كرده است.

گرنصيحت كني ، به خلوت كن كه جز اين ، شيوه نصيحت نيست

هر نصيحت كه بر ملا باشد آن نصيحت به جز فضيحت نيست

درحديث مي خوانيم :

هر گاه كسي را موعظه مي كني ؛ خلاصه بگو!

 ١٢- نماياندن الگوها

معرفي چهره هاي موفق وتجليل از آنها ، در دعوت مردم به معروف نقش موثري دارد . اين كه هر سال مردم در عاشورا فرياد (ياحسين )سر مي دهند ، زمينه دوري از پذيرش طاغوت و وفاداري به نظام اسلامي مي شود.

قرآن مي فرمايد : مردم دنيا از همسر فرعون درس بگيرند كه چگونه جذب مال ومقام وقدرت فرعون نشد .

درجاي ديگري مي فرمايد :از حضرت ابراهيم وحضرت محمد (ع) درس بگيريد ؛ زيرا اين دو بزرگوار اسوه والگو هستند.

 ١٣ – تدريج

همان گونه كه شيطان انسان را گام به گام به سوي فساد مي كشاند راه اصلاح وامر به معروف ونيز گام به گام باشد

در قرآن درمورد تحريم ربا اين مراحل به چشم مي خورد :

در مرحله اول ، قرآن مي فرمايد :آنچه به مال شما از طريق ربا اضافه مي شد ،نزدخدا افزايش نيست.

در مرحله دوم ، قرآن ربا خواري را از عادات زشت يهوديان مي شمارد.

درمرحله سوم ،قرآن انسان را از رباي مضاعف و زياد نهي مي كند.

درمرحله چهارم ، قرآن ، ربا گرفتن رابه منزله اعلام جنگ باخدا مي داند.

 ١۴- تكرار

چون برنامه اسلام تنها آموزش نيست ، بلكه تربيت هم هست ،لذا اوامر ونواهي بايد تكرار شود. براي هر غفلت ،يك تذكر لازم است. شما درنماز ده ها بار (الله اكبر ) را در ركوع وسجود وقيام تكرار مي كنيد .

ياد خدا غذاي روح است وبايد همچون غذاي جسم تكرار شود.

 ١۵ -مماشات

حضرت ابراهيم (ع) براي نهي از بزرگ ترن منكر (شرك) از راه مدارا ومماشات وارد شد وگام به گام به انتقادات خوداضافه كرد.

بار اول فرمود: خورشيد غروب مي كند ومن غروب شدني را دوست ندارم .( اني لااحب الافلين)

بار دوم فرمود: ماه پرستي انحراف است وخدا مرا گرفتار آن نكند . ( لئن لم يهدني ربي ...)

بار سوم فرمود: من بيزارم از هر چه كه شما شريك خدا مي دانيد .( اني بري ء مما تشركون)

 

١۶- حكمت ، موعظه ،جدال نيكو

قرآن كريم به پيامبر عزيز مي فرمايد: از طريق حكمت و منطق يا موعظه ونصيحت ويا جدال نيكو مردم را به راه خدا دعوت كن!

در امر به معروف ونهي ازمنكر بايد روي مسائلي تكيه كرد كه قابل خدشه نباشد.به سخنان محكمي كه موردقبول همه است، حكمت گفته مي شود.

مراد از موعظه حسنه ، موعظهاي است كه بر اساس محبت و با بيان نيكو باشد و در زمان و مكان مناسب با شيو ه هاي صحيح انجام شود. ومراد از مجادله نيكو نيز پذيرفتن نقاط قوت ديگران واستدلال و مقابله به مثل در شيوه ها است.

 ١٧ - ريشه مفاسد را بخشكانيم

قرآن مي فرمايد : ( سوء ظن نبريد وتجسس نكنيد ) ؛ زيرا سوء ظن ، سرچشمه تجسس وتجسس ، سرچشمه غيبت مي شود.

اگر قرآن ،زنان را از پايكوبي ويا گفتار همراه با ناز وكرشمه وتحريك آميز نهي مي كند ،به خاطر خشكاندن سرچشمه گناه است.

درمسائل سياسي واجتماعي نيز براي اصلاح دولت ها بايد دولتمردان اصلاح شوند وبراي اصلاح نسل نو ،بايد خانواده ها اصلاح شوند.

قرآن مي فرمايد : با رهبران كفر مبارزه كنيد.

 ١٨- احترام به ارزشهاي ديگران

قرآن كريم ،به تورات وانجيل وانبياي گذشته احترام مي گذارد و مراكز عبادت ساير اديان را محترم مي شمارد ؛ حتي براي حفظ آن ، دفاع را لازم ميداند. در سفارش هاي اسلامي نيز آمده است: (بزرگان هر قوم را احترام كنيد!)

 ١٩ - با انجام معروف ،زمينه را بر منكر تنگ كنيم

قرآن مي فرمايد : (راه جلوگيري از فحشا ومنكر ، انجام معروفي همچون نماز است.)

هنگامي كه خداوند مي خواهد حضرت آدم را از غذايي منع كند، ابتدا اجازه بهره برداري از غذاهاي ديگر را به او ميدهد ومي فرمايد : (از هر غذايي در بهشت استفاده كن؛ ولي از اين غذا استفاده نكن!)

تفريح و ورزش از معروف هايي است كه جلو بسياري از مفاسد، امراض ومنكرات رامي گيرد.

زهد وعدالت مسئولان مملكتي ، از معروف هايي است كه مي تواند جلو بزرگترين منكرات را كه بدبيني به حكومت اسلامي است. بگيرد.

 ٢٠- توجه به زمان

در روايات مي خوانيم : هنگام مسافرت ، خانواده خود را به تقوي سفارش كنيد ؛ زيرا در آستانه جدايي ،علاقه ها اوج مي گيرد و زمينه پذيرش در انسان زياد مي شود.

در حديث مي خوانيم : به هنگام خشم وغضب ، كسي را ادب نكنيد زيرا در معرض افراط هستيد .

در قرآن نيز نسبت به استغفار در سحر مكرر سفارش شده است.

 ٢١- اعراض

قرآن ميفرمايد : ( هر كاه كساني را ديدي كه در آيات ما به ياوه سرائي نشسته اند ، پس به عنوان اعتراض ،مجلس آنان را ترك كن ! يا مسير حرف را تغيير ده ! واگرشيطان تو را به فراموشي انداخت ، تا متوجه شدي جلسه را ترك كن وبا ستمگران منشين).

در حديث مي خوانيم : (سزاوار نيست كه مومن درمجلس گناهي كه نمي تواند آن را تغيير دهد بنشيند.)

پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد : گناهكاران را با قيافه عبوس ملاقات كنيد !

 

 جايگاه امر به معروف در قرآن وروايات

- امر به معروف ، نشانه عشق انسان به مكتب است .

- امر به معروف ، نشانه علاقه انسان به سلامت جامعه است.

- امر به معروف ، نشانه فطرت بيدار جامعه است.

- امر به معروف ، مايه تشويق نيكوكاران جامعه است.

- امر به معروف ، مايه تذكر و آگاه كردن افراد جاهل است.

- امر به معروف ونهي از منكر ،گاز وترمزي است كه ماشين جامعه را هدايت مي كند .

- امر به معروف ونهي از منكر والدين است كه اساس تربيت كودك را تشكيل مي دهد.

- امر به معروف ، سبب دلگردمي وتقويت افراد كم اراده مي شود.

- امر به معروف و، نشانه حضور در صحنه است .

- نهي ازمنكر ، جبران كننده كمبود تقوي بعضي از افراد جامعه است.

- امر به معروف ، جامعه را رشد مي دهد ونهي ازمنكر ،جامعه را از سقوط نجات مي دهد.

- امر به معروف ونهي ازمنكر ، نشانه غيرت ديني و احساس مسئوليت است.

- امر به معروف ونهي ازمنكر ، نوعي نظارت عمومي است.

 ريشه هاي فطري و غريزي

پدران ومادران در طول تاريخ، فرزندان خود را به كارهايي واداشته و ا زكارهايي نهي كرده اند . مساله امر ونهي وتشويق وهشدار ، ريشه در درون هر انساني دارد ومربوط به زمان ومكان و يا نژاد ومنطقه خاصي نمي شود و هر مساله اي اين گونه فراگير باشد ،نشان از فطري بودن آن دارد.

هشدار واخطار و فرياد در برابر خطرها وانحراف ها ، مخصوص انسان نيست . درقرآن مي خوانيم : وقي مورچه اي ديد حضرت سليمان با لشگرش در حركتند ، فرياد زد و به ساير مورچگان گفت: به لانه هاي خود برويد تا پايمال نشويد .

و هنگامي كه هدد در پرواز خود از فضاي كشور سبا متوجه انحراف مردم شد و دريافت كه مردم خورشيد پرستند ، نزد حضرت سليمان آمد و از انحراف شكايت كرد.

بنابراين فرياد در برابر انحراف و دلسوزي براي ديگران ، نه تنها مساله اي فطري براي انسان هاست ،بلكه ريشه اي غريزي در حيوانات نيز دارد.

 جايگاه امر به معروف در قرآن

اين موضوع از همان روزهاي اول بعثت پيامبر اسلام (ص) مورد عنايت اسلام بوده است. سوره والعصر كه اوائل بعثت در مكه نازل شده است ، در جمله (تواصو بالحق وتواصو بالصبر) ، اشاره به امر به معروف مي كند و ازمومنان مي خواهد تا يكديگر را به كارهاي حق وپايداري در راه خدا سفارش كنند.

اولين وظيفه انبيا

قرآن مي فرمايد : ما در ميان هر امتي ، پيامبري را مبعوث كرديم كه مهم ترين وظيفه او دو چيز بود: يكي امر به يكتا پرستي كه بزرگ ترين معروف هاست ( ان اعبدوا الله ) ، ودوم نهي از اطاعت طاغوت ها كه بزرگترين منكرهاست ( اجتبنو الطاغوت )

 

نشانه بهترين امت

قرآن خطاب به مسلمانان مي فرمايد : ( كنتم خير امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنكر تومنون بالله ) شما بهترين امتي هستيد كه برمردم ظاهرشده ايد ؛ به شرط آنكه امر به معروف ونهي ازمنكر كنيد .

امر به معروف كاري است كه خداوند انجام ميدهد:

( ان الله يامربالعدل والاحسان )

چنانكه امر به منكر كار شيطان است.

(الشيطان بعدكم الفقر ويامركم بالفحشاء)

امر به معروف يك وظيفه عمومي است. قرآن مي فرمايد: تمام مردان و زنان با ايمان نسبت به يكديگر حق ولايت دارند تا يكديگر را به معرو ف سفارش كنند واز منكر باز دارند .

البته همواره در قرآن ، امر به معروف ، مقدم بر نهي از منكر به كار رفته است تا بفهماند كه كارها را از راه مثبت پيگيري كنيد و در جامعه تنها انتقاد كننده نباشيد.

 گروه ويژه

قرآن مي فرمايد ( ولتكن منكم امه يدعون الي الخير ويامرون بالمعروف وينهون عن المنكر ) از ميان شما، گروهي بايد دعوت به خير وامر به معروف ونهي ازمنكر كنند.

حساب اين گروه از حساب وظيفه عمومي جداست . اين دسته بايد با قدرت وامكانات وارد عمل شوند وجلوي منكرات را بگيرند . چنانكه اگر ماشيني در خيابان يك طرفه بر خلاف مسير حركت كند، دو وظيفه وجود دارد :يكي وظيفه عموم رانندگان كه تخلف او را با بوق وچراغ به او بفهمانند؛ ويك وظيفه هم پليس دارد كه او راجريمه كند.

 جايگاه امر به معروف در روايات

پيامبر اكرم (ص) فرمود: آمران به معروف ،جانشينان خدا در زمين هستند.

اميرالمومنين علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايد : تمام كارهاي خير وحتي جهاد در راه خدا ، نسبت به امر به معروف مثل رطوبت دهان است نسبت به آب دريا .

حضرت علي (ع) مي فرمايد : امر به معروف ونهي ازمنكر براي عموم مردم يك مصلحت است ( تا انگيزه آنان را نسبت به كار خير زياد كند) ، ونهي ازمنكر براي افراد نابخرد كه گرايش به انحراف در آنان زياد است ، وسيله كنترل قوي است.

امام باقر (ع) درمقام شكايت مي فرمايد : افرادي هستند كه اگر نماز ضرري به مال يا جانشان بزند ، آن را ترك مي كنند؛ همان گونه كه امر به معروف ونهي ازمنكر را كه بزرگترين و شريف ترين واجبات است ، به همين خاطر رها كردند.

در حديث مي خوانيم : بهترين دوست آن است كه هنگام خلاف مانع تو شود و بدترين دوست آن است كه به تو تذكر ندهد. امام صادق (ع) مي فرمايد : بهترين دوست من كسي است كه عيب هاي مرا به من هديه كند.

همچنين فرمود: كسي كه بتواند جلوي مفاسد را بگيرد ،ولي نگيرد،گويا دوست دارد كه خداوند متعال معصيت شود. چنين كسي اعلام دشمني با خدا كرده است .

رسول خدا (ص) فرمود: گروهي هستند كه نه پيامبرند ونه شهيد ؛ ولي مردم به مقام آنان كه به خاطر امر به معرو.ف به دست آورده اند غبطه مي خورند .

در پايان اين بحث به يك نمونه قرآني ازنهي ازمنكر اشاره مي كنم:

يك نمونه قرآني از نهي از منكر

حضرت ابراهيم كه عموي خود را بت پرست مي ديد ، براي بازداشتن او از اين كار به او گفت : اين مجسمه هايي كه شما پايبند عبادت آنها شده ايد ، چه معنا دارد ؟ ( اذ قال لابيه وقومه ما هذه التماثيل التي انتم لها عاكفون )

از اين بيان بسيار كوتاه ، به چند اصل مهم در امر به معروف ونهي ازمنكر پي مي بريم:

١- كسي كه امر به معروف مي كند ، بايد از رشد وكفايت خاصي برخوردار باشد.

٢- درامر ونهي شرط سني وجود ندارد ( قال لابيه )

٣- امر ونهي را از نزديكان شروع كنيم ( قال لابيه )

۴- در نهي از منكر ، ابتدا از منكرات بزرگ شروع كنيم . ( ما هذه التماثيل )

۵- در امر ونهي ،مردم را به كرامت وشخصيت خودشان متوجه سازيم. ( انتم لها عاكفون )

۶- درنهي از منكر ،گاهي بايد يك نفر در برابر گروهي قرار گيرد.

٧- در امر ونهي با شيوه سوال ،وجدانها را بيدار كنيم ( ما هذه التماثيل )

٨- در امر ونهي ، قاطعيت وصراحت داشته باشيم ( انتم وآبائكم

 

- ۵٠توصيه پيامبر براي مديريت كارگزاران

  در كتاب « دعائم الاسلام، اثر نعمان بن محمد تميمي (٣۶٣-٢۵٩ق) »، (ج١ ، ص ٣۵١ تا ٣۶٨) عهدنامه مفصلي از پيامبر اعظم حضرت محمد (ص) نقل  شده كه حاوي نكات بسياري در شيوه حكمراني و نكات مديريتي است. آن چه مي خوانيد ، اقتباس و تلخيصي از اين عهد نامه و منشور نوراني ، خطاب به كارگزاران و مديران است:

١-  بنگر كه كجا و چگونه بودي و امروز در كجايي؛ نصيحت را از خودت آغاز كن و در كار خاصان و شناخت آن چه به سود و زيان توست، نيكو بنگر.

٢-  چنان مباش كه پنداري كرامتي را كه خدا در حق تو كرده ، واجبات را از دوش تو برداشته و تو شايسته آني كه مسئوليت سنگين را از تو بردارد ؛ از اين رو ، در پي شهوات و خواسته هاي بروي .

٣-  جايگاه خود را بشناس؛ سرانجام خود را در نظر آر و آن را بسيار ياد كن و بسيار بينديش كه چه مي كني و چه كساني با تو مشاركت دارند.

۴-  ببين پدرانت، حكمرانان و شاهزادگان ديگر كجايند كه دنيا خوار بودند؟ تو اكنون ميراث خوار آنان و اداره كننده حكومت آنان هستي؛ چه شد كه گنج ها كه اندوختند و آن بدن هاي ناز پرورده و آن امير زادگان مرفه اكنون كجايند؟

۵-  از بدي هاي گذشتگان عيب مي گرفتي و كارشان را زشت مي شمردي ؛ امروز از خودت عيب جويي كن و بر حذر باش كه به همان سرنوشت دچار نشوي.

۶-  تو درباره پيشينيان و كارشان داوري مي كردي ؛ آيندگان درباره تو و كارهايت به قضاوت خواهند نشست و نسبت به تو همان را خواهند گفت كه تو در باره ديگران مي گفتي.

٧-  ثروت اندوزي از حرام را نيرو مپندار و بذل و بخشش ناحق را سخاوت ندان. «قدرت» در خويشتن داري است و «جود» ، در پرداخت آن چه وظيفه توست.

٨-  دلت را خانه مهرورزي به مردم قرار بده ؛ نسبت به مردم درنده اي مباش كه لغزش هايشان را فرصت غنيمت شماري؛ زيرا آنان يا هم كيش تو يا همنوع تو هستند و به عفو و گذشت تو محتاجند.

٩-  در كيفر، شتاب مكن؛ مگو كه اميرم و هر چه خواستم ، مي كنم و هرگاه قدرت و حكومت ،‌تو را به غرور و عجب كشاند، به ياد خدا باش كه برتر از توست و به ياد مرگ باش كه سرمستي و شادماني بي جاي تو را درهم مي شكند.

١٠- ميان خود و نزديكانت با مردم منصفانه رفتار كن كه اگر انصاف نكني، در حق آنان ستم كرده اي و هر كه به بندگان خدا ستم كند، طرف حسابش خداست.

١١- شيوه ظالمانه ، به زوال نعمت مي انجامد و اصرار بر ظلم ، انتقام الهي را در پي دارد؛ زيرا خداوند ، دادخواه مظلومان و دشمن ظالمان است.

١٢- به كار بيشتري بپرداز كه در راستاي حق و رضاي خالق و توده مردم باشد؛ نه آن چه كه با رضايت خواص، رنجش عموم مردم را در پي دارد.

١٣- توده مردم ، سامان بخش امور زمامداران و بازوي حاكم و مايه خشم بر دشمنانند؛ پس تا وقتي مطيع فرمانند، دلت با آنان و ميلت همراه ايشان باشد.

١۴- آنان كه بيشتر در پي كشف عيوب مردمند ، در نظرت نكوهيده تر ، باشند؛ زيرا در مردم  عيب هايي است كه والي سزاوارتر است تا آنها را بپوشاند.

١۵- آن چه بر خود نمي پسندي ، بر مردم هم مپسند و تا مي تواني رازها و عيوبشان را بپوشان تا خدا هم عيوب تو را بپوشاند.

١۶- در پذيرش سخنِ سخن چينان، شتاب مكن كه سخن چين راست نمي گويد.

١٧- بخيلان ، حريصان و ترسويان در مشورت هاي خويش وارد مكن؛ زيرا بخل و حرص و ترس ، هر سه ، ريشه در بدبيني به خدا دارد.

١٨- بدترين وزيران و همكارانت ، آنانند كه همكار اميران پيشين و همدست جرايم آنان بوده اند؛ آنان  را در حكومت خود راه مده و در كارهايت وارد مكن .

١٩- كساني را ياران و همكاران خاص خويش برگزين كه همكاران ظالم و ياور گنه كار نبوده اند؛ آنان را مخصوص همنشيني و دوستي در نهان و آشكار قرار بده و كساني را گرامي تر بدار كه نسبت به حق ، گويا تر و نسبت به مردم ، با انصاف تر باشند.

٢٠- با كساني بيشتر همدم باش كه اهل تقوا، راستي، خرد و شرافت باشند و از كساني بيشتر فاصله بگير كه اهل تملق، چاپلوسي و ستايش گري اند؛ زيرا مدح بسيار ، غرور و غفلت مي آورد.

٢١- نيكوكار و بدكار را به يك چشم نگاه مكن؛ زيرا اگر چنين كني، نيكوكار، در كارش بي انگيزه مي شود و خلافكار، در كار خلافش گستاخ مي گردد.

٢٢- سنت هاي خوب گذشته را بر هم مزن و سنت هاي مضر به روش ها و سنن خوب گذشته را پايه گذاري مكن.

٢٣- در برپايي عدل و حق، با عالمان و حكيمان بسيار مشورت كن كه اين شيوه، احيا گر عدل و زداينده باطل است.

٢۴- كساني را به فرماندهي لشكريان بگمار كه بردبارتر ، داناتر، با سياست تر و خوش اخلاق تر باشد و نيز دير به خشم آيند؛ زود عذر پذيرند و به ضعيف ، رأفت داشته باشند.

٢۵- با كساني بيشتر بپيوند كه دين شناس ، ديندار، خوش سابقه و شجاع باشند.

٢۶- به سبب توجه به كارهاي بزرگ ، امور كوچك نظاميان را ناديده نگير كه هر كدام از كارهاي بزرگ و كوچك ، جاي خاص خود را دارند.

٢٧- زندگي لشكريان و سپاهيان و خانواده آنان را تأمين كن تا در جنگ با دشمن ، يك دل باشند و فكرشان نگران خانه و خانواده خود نباشد.

٢٨- امنيت عمومي در شهرها و همدلي و همبستگي لشكريان، بهترين نور چشمي زمامداران است.

٢٩- به فرماندهان شجاع و رزمندگان لايق ، توجه خاص داشته باش و از حال يكايك آنان جويا شو و از آنان ستايش كن تا هم شجاعان ، شجاع تر شوند و هم ديگران تشويق گردند و در عين حال، مأموراني امين و صادق را بر آنان بگمار تا عملكرد آنان را در جبهه هاي نبرد ، به طور دقيق ، به تو گزارش دهند.

٣٠ – موقعيت بزرگان ، سب نشود كه تلاش اندك آنان را بزرگ شماري و وضعيت افراد عادي، موجب نگردد كه تلاش عظيم آنان را ناچيز شماري.

٣١- كساني را به قضاوت بگمار كه با فضيلت ترين، داناترين، بردبارترين و پرهيزكارترين افراد باشند؛ تا كارها، آنان را به تنگ نياورد؛ مغلوب اطراف دعوا نشوند؛ طمع نداشته باشند؛ دچار عجب و خودپسندي نشوند؛ تعريف و تمجيد ، آنان را نفريبد و در پي گيري مسائل، كم حوصله نباشند.

٣٢- به وضع و زندگي قضات، به خوبي رسيدگي و زندگي شان را تأمين كن تا طمع و نياز به مردم نداشته باشند و در دام رشوه نيفتند.

٣٣- به حكم قاضيان و راي آنان رسيدگي كن تا اختلاف در حكمشان نباشد. كه اگر چنين شود، عدالت تباه مي شود؛ دين نقصان مي يابد و تفرقه پديد مي آيد.

٣۴- كارگزاران را بر اساس شناخت و آزمون به كار گمار؛ نه بي تحقق و بررسي؛ زيرا به كار گماشتن نالايقان و نا آزمودگان ، سبب جور و خيانت و موجب زيان بر مردم مي گردد.

٣۵- كساني را به كار گمار كه پرهيزگار، دين شناس ، دانا، سياست مدار ، با تجربه ، خردمند و با حيا باشند و از خانواده هاي شريف و ديندار كه پاك ترند و خويشتن دارتر و كم طمع تر و آينده نگر تر.

٣۶- زندگي كاركنانت را تأمين كن و نيازشان را برآور؛ تا هم خود را بهتر اصلاح كنند و هم به اموال ديگران دست درازي نكنند و هم اگر خطا كردند و نافرمان شدند، حجتي برآنان داشته باشي.

٣٧- هرگز اهل تكبر و نخوت و غرور و افراد جاه طلب و ستايش دوست را براي مسئوليت انتخاب نكن.

٣٨- اگر يكي از كارگزارانت دست به خيانت زد يا فسادي مرتكب شد و گزارش مأمورانت و حرف هاي مردم هم آن را تأييد كرد. او را تنبيه كن و آن چه را گرفته ، از او بگير و در ميان مردم، او را رسوا كن تا مايه عبرت ديگران شود.

٣٩- بيش از دريافت ماليات و خراج، به عمران و آباداني بينديش؛ ماليات هم وقتي مي تواني بگيري كه زمين را آباد سازي. هركس بدون عمران و آباداني بخواهد ماليات بگيرد، شهرها را ويران و مردم را هلاك خواهد ساخت.

۴٠- آباد سازي شهرها، بهتر از پر كردن خزانه است؛ آن چه هم خزانه را پر مي سازد، آباداني شهرهاست . اگر آباداي ها ويران شود ، خزانه هم تهي مي ماند.

۴١- اگر دوست داري سر انجام نيكي و بدي را بداني ، به كار نيكان و بدان گذشته بنگر.

۴٢ – به ثروت اندوزي نينديش؛ به ذخيره سازي خيرات و خوبي ها همت بگمار.

۴٣- در امور ديواني و دبيري، كسي را نگارش نامه هاي محرمانه و اسناد سري گمار كه ادبش بيشتر، ياري اش براي تو بهتر، فكرش پخته تر و از همه مطمئن تر و راز دار تر باشد و ظرفيت احترام و لطف تو را داشته باشد؛ اسرار تو را آشكار نسازد و جايگاه خود را بشناسد.

۴۴- در گزينش منشيان و دفتر داران ، به خوش گماني خويش تكيه نكن ؛ بلكه به سوابق كار و تجار پيشين آنان بنگر.

۴۵- براي هر مجموعه از كاركنانت ، رئيسي انتخاب كن كه امانت دار و انديشمند باشد؛ از كارهاي بزرگ به زانو در نيايد و كارهاي كوچك را وا نگذارد و پيوسته بر كار آنان مراقبت و نظارت داشته باشد و از رفتارشان با مردم خبر بگير.

۴۶- صنعت گران و پيشه وران، سرچشمه سود رساني به مردمند؛ آنان را به نيكي توصيه كن و حرمتشان را نگه دار و از حالشان جويا باش و مراقبت كن تا احتكار و سود جويي و حرص آنان ، مايه افزايش نرخ ها و فشار بر مردم و انتقاد بر حكومت نگردد.

۴٧- از حال بينوايان و محرومان، بي خبر مباش ؛ سهمي از بيت المال را براي آنان اختصاص بده و به همه يكسان و بي تبعيض برسان. پرداختن به كارهاي مملكت ، تو را از نيازمندان غافل نسازد و در حكومتت، ضعيفان كه دستشان از تو كوتاه و نيازشان از چشم مأمورانت پنهان است، تباه نشوند كه هيچ عذري نداري . مطمئن ترين نفرات را براي رسيدگي به امورشان برگزين ؛ كساني كه نه به ديده تحقير ، به فقير بنگرند و نه شخصيت بزرگان ، چشمشان را پر كند.

۴٨- به زمين گيران ، گرفتاران ، يتيمان و پرده نشينان فقير كه نه اهل درخواستند و نه روي عرض حاجت دارند ، رسيدگي كن و به خاطر خدا ، سهمي از بيت المال برايشان مقرر گردان.

۴٩- بخشي از وقت خود را براي ديدار حضوري و رفع نياز نيازمندان و شنيدن حرف ها و شكايت ها اختصاص بده تا آنان بي ترس و مزاحمت، خواسته هايشان را بگويند.

۵٠- براي رسيدگي به كارها ، تقسيم وقت كن و همه تلاش خود را به كار گير و كار هر روز را همان روز انجام بده و بهترين وقت هايت را براي رابطه خودت و پروردگارت اختصاص بده و چيزي را براي اداي واجبات ، مقدم مشمار و بين خود و مراجعان ، حجاب طولاني قرار مده كه بدگماني مي آفريند و كارها را بر تو آشفته مي سازد

 
     
     
 
   منبع:   سایت تبیان
 
 
 
 
 
 
  تاریخ انتشار : ١٣٩١/١٢/١۵ تعداد بازدیـد : ٧۶۴ نسخه چاپی
 
 
طبقه بندی موضوعی    
بهداشت و سلامت    
تجارت و اقتصاد    
فرهنگ و هنر    
فناوری اطلاعات    
مدیریت شهری    
معلومات عمومی    
ورزش و سرگرمی    
 
 
 
 
 
© 2005 - 2019  Hamedan.ir
آمار و اطلاعات کاربران
۵ کاربران آنلاین :
۱۱۰,۰۷۰ تعداد بازدید :
   
   
 
سایت های مرتبط
مرکز اطلاعات مدیریت شهری
سایت مرجع مدیریت شهری
موسسه فرهنگی تبیان
موسسه فرهنگی راسخون
 
لینک های مرتبط
شهر الکترونیک همدان
پایگاه اطلاع رسانی
مناقصات و مزایدات
پیام ها و اطلاعیه ها
 
دسترسی سریع 
آرشیـو مجلات
آرشیـو مدیریت شهری
آرشیـو مجله فناوری
آرشیو مجله بهداشت
 
 
 
کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال متعلق به شهرداری همدان بوده و هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
طراحی و پشتیبانی : سازمان آمار و فناوری اطلاعات شهرداری همدان