یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸   |   Sun September 22, 2019  
   
 
 آرشیو  |  جستجو         
         صفحه اصلی   |
     پربازدیدترین ها
مجله بهداشت و سلامت - سال هفتم- شماره 37
مجله بهداشت و سلامت - سال ششم- شماره 36
مجله مدیریت شهری - سال هفتم- شماره 2
ورزش و سرگرمی - سال هفتم- شماره36
مجله مدیریت شهری - سال هفتم- شماره 1
مجله بهداشت و سلامت - سال هفتم- شماره 39
معلومات عمومی - سال هفتم- شماره 1
معلومات عمومي - سال هفتم - شماره 2
مجله فناوری اطلاعات - سال هفتم- شماره 32
مدیریت شهری - سال هفتم- شماره 3
     مدیریت شهری
مدیریت شهری -  شماره 11
مدیریت شهری -  شماره 10
مديريت شهري -  شماره 9
مدیریت شهری -  شماره 8
مديريت شهري -  شماره 7
مدیریت شهری -  شماره 6
مدیریت شهری -  شماره 5
مدیریت شهری -  سال هشتم-شماره 4
مدیریت شهری -  سال هفتم- شماره 3
مجله مدیریت شهری -  سال هفتم- شماره 2
  بیشتر ...
     فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات -  شماره 34
فناوري اطلاعات -  شماره 33
مجله فناوری اطلاعات -  سال هفتم- شماره 32
مجله فناوری اطلاعات -  سال هفتم- شماره 31
مجله فناوری اطلاعات -  سال ششم- شماره 30
مجله فناوری اطلاعات -  سال ششم- شماره 29
مجله فناوری اطلاعات -  سال ششم- شماره 28
مجله فناوری اطلاعات -  سال پنجم- شماره 27
مجله فناوری اطلاعات -  سال پنجم- شماره 26
مجله فناوری اطلاعات -  سال چهارم- شماره 25
  بیشتر ...
 
 
  تاریخ انتشار : ١٣٩١/١٢/٢٠ تعداد بازدیـد : ۶٩۶ نسخه چاپی
 
 ورزش و سرگرمی
 سال ششم- شماره ٣۴
 
 
 
مجله ورزش و سرگرمی

 

عناوین

 

:: با این راهکار طول عمرخود را افزایش دهید

:: لذت بردن از زندگی

:: گروه خونی چیست؟

:: آشفته بازار مغز

:: درد ماهیتاً یک احساس ذهنی است. درد یک حس عینی یا ملموس نیست

 

با این راهکار طول عمرخود را افزایش دهید

دانشمندان توانسته اند به فرمولي دست پيدا كنند كه نشان مي دهد چه عاداتي در زندگي سبب افزايش طول عمر مي شوند و چند سال به عمر ما مي افزايند.

پژوهشگران دانشگاه هاروارد طي ۶٠ سال بر گروهي ۶٠٠ نفري نظارت كرده و در نتيجه موفق شدند چند عامل مهم در رفتار افراد را تعيين كنند كه بر طول عمر تاثير بسزايي دارند.

طبق نتايج اين پژوهش ها، افراد خوشبخت كه پول قرض نمي گيرند، بيشتر عمر مي كنند تا افراد بدبين. همچنين افرادي كه شكلات دوست دارند، افراد ديندار و سبزي خواران نيز عمر طولاني تري دارند.

به گزارش خبرگزاري نووستي ، پژوهش هاي اخير نشان دادند كه افراد داراي زندگي سالم چند سال بيشتر زندگي مي كنند.

براي اينكه ٢ سال بيشتر زندگي كنيد:

شكلات بخوريد. تحقيقات نشان مي دهند كه شكلات غليظ و تلخ براي قلب مفيد است.

براي اينكه ٣ سال بيشتر زندگي كنيد:

ديندار باشيد و دوستان بسياري داشته باشيد. تحقيقات نشان دادند كه حضور مرتب در حرم و اماكن مذهبي استرس را كاهش مي دهد. همچنين دوستي و ارتباطات اجتماعي نيز همين تاثير را نشان مي دهند.

براي اينكه ٣.۶ سال بيشتر زندگي كنيد:

گوشت كمتر بخوريد. سبزي خواري و يا تنها كاهش مقدار گوشت در غذا مي تواند به علت كاهش غلظت چربي در بدن طول عمر را افزايش دهد، زيرا در ازاي آن مصرف ميوه و سبزيجات افزايش مي يابد.

براي اينكه ٣.٧ سال بيشتر زندگي كنيد:

زندگي فعالي داشته باشيد. دانشمندان تاييد مي كنند كه تحرك، نرمش و ورزش تاثير مثبتي بر قلب مي گذارد و نمي گذارد كه فرد چاق شود.

براي اينكه ۵ سال بيشتر زندگي كنيد:

مطالعه كنيد. دانشمندان هاروارد به اين نتيجه رسيده اند كه زنان داراي تحصيلات دانشگاهي به طور متوسط ۵ سال بيش از زنان بدون تحصيلات عاليه زندگي مي كنند.

براي اينكه ٧.۵ سال بيشتر زندگي كنيد:

مثبت نگر باشيد. پژوهش ها ثابت كرده اند كه ريسك مرگ زودرس براي افراد خوشبين ۵۵درصد كمتر است.

براي اينكه ٨ تا ١٠ سال بيشتر زندگي كنيد:

سيگار نكشيد. افرادي كه هيچ گاه سيگار نكشيده اند، به طور متوسط ١٠ سال بيش از افراد سيگاري زندگي مي كنند. اگر مردان در سن ٣۵ سالگي سيگار را ترك كنند، مي توانند به طور متوسط ۵.١ سال به طول عمر خود بيفزايند.

براي اينكه ١٠ سال بيشتر زندگي كنيد:

خوشبخت باشيد. افراد خوشبخت به طور متوسط ١٠ سال بيش از سايرين زندگي مي كنند.

 

لذت بردن از زندگی

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید وفراموش نکنید همیشه یک نفرهمراه شماست و اون هم خداست . در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید..

سلامتی:

١- آب فراوان بنوشید.

٢- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

٣- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

۴- بااین ٣ تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

۵- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.

۶- بیشتر بازی کنید.

٧- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

٨- روزانه ١٠ دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

٩- ٧ ساعت بخوابید.

١٠- هر روز ١٠ تا ٣٠ دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:

١١- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

١٢- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

١٣- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

١۴- خیلی خود را جدی نگیرید.

١۵- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

١۶- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

١٧- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

١٨- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

١٩- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

٢٠- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

٢١- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما

٢٢- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

٢٣- بیشتر بخندید و لبخند بزنید..

٢۴- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.


جامعه:

٢۵- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

٢۶- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

٢٧- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

٢٨- زمانی را با افراد بالای ٧٠ سال و زیر ۶ سال بگذرانید.

٢٩- سعی کنید حداقل هر روز به ٣ نفر لبخند بزنید.

٣٠- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

٣١- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:

٣٢- کارهای مثبت انجام دهید.

٣٣- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

٣۴- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)

٣۵- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

٣۶- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

٣٧- حتی بهترین هم می‌آید.

٣٨- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.

٣٩- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

۴٠- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بگویید

 

گروه خونی چیست؟

قطعاً با آنچه بسیارى از جوانان در صحبت هایشان استفاده مى کنند و مى گویند فلان چیز به گروه خون «فلان شخص» نمى خورد فرق دارد! اصلاً خوردن و نخوردن گروه خونى چیست؟ آیا اجزاى سازنده خون افراد با هم فرق دارد؟!

خون از چه چیز ساخته شده است؟
۱- یک فرد بالغ در بدن خود ۶ـ۴ لیتر خون دارد. خون تمام افراد از سفیدپوست تا سیاه پوست ترکیبى از سه نوع سلول عمده مشاور در مایعى زردرنگ و چسبناک است. (پلاسما) ۱ـ گلبول قرمز (RBC) نوعى سلول که در حدود ۱۲۰ روز در بدن ما زنده است و ۲۰ ثانیه طول مى کشد تا هر کدام آن تمام بدن را دور بزند و ۴۰% خون را تشکیل مى دهد.
۲ـ گلبول سفید (WBC) که مسؤول جنگ با عفونت ها و مواد بیگانه در خون است (مطلب مربوط به آلرژى را به خاطر آورید.)
۳ـ پلاکت ها (PLT) که کوچکترین سلول خونى هستند و در امر انعقاد خون نقش اساسى دارند و پلاسما نیز جزو اصلى خون است که ۹۵ % آن را آب و ۵% باقیمانده را هورمون، پروتئین و مواد غذایى تشکیل مى دهد.
اگر تمام موارد ذکر شده در خون همه ما در حدود معین و مشخصى وجود دارد پس چه چیز باعث مى شود بین خون افراد تفاوت عمده اى به نام «گروه خون» به وجود آید؟!
عامل تفاوت گروه خونى افراد «وجود یا عدم وجود ملکول هاى پروتئینى مشخصى به نام آنتى ژن و آنتى بادى» است.
«آنتى ژن ها» (در صورت حضور) بر سطح گلبول قرمز و «آنتى بادى ها» داخل پلاسما یا همان مایع خون هستند. پس خون من و شما از نظر کلیات آن یکسان است و آنچه باعث مى شود ما امکان اهداى خون به یکدیگر را داشته یا نداشته باشیم همین پروتئین هاى ذکر شده است.
«گروه خونى» هر فرد به طور مستقیم به پدر و مادر و آنچه از آنان به او ارث مى رسد، ارتباط دارد. یکى از روش هاى معمول و مهم ارزیابى تفاوت بین انواع خون ها، سیستم (
ABO) است. به طور قطع شما فردى با گروه خونى O - B - A یا AB هستید و راه فرارى هم ندارید (حتى اگر موجودى فضایى باشید یا بچه پایین ترین یا بالاترین نقطه شهرتان باشید فرقى نمى کند!)
براساس این سیستم دسته بندى خون و با توجه به آنچه در مورد آنتى ژن و آنتى بادى گروه خونى گفته شد:
۱ـ اگر شما گروه خونى (A) داشته باشید به این معناست که بر سطح گلبول هاى قرمزتان آنتى ژن A و در پلاسماى خونتان آنتى بادى B دارید.
۲ـ گروه خونى B با کمى توجه متوجه خواهید شد وضعیت افراد این گروه کاملاً برعکس گروه قبل است آنها در سطح گلبول هایشان آنتى ژن B و در پلاسما آنتى بادى A دارند.
۳ـ فرد گروه خونى AB بر روى گلبول قرمزش هر دو نوع آنتى ژن A و B را دارد و واضح است که در پلاسما هیچ مخالفى نداشته باشد و آنتى بادى موجود نباشد.
۴ـ و نهایتاً گروه خونى O به دلیل نداشتن هیچکدام از آنتى ژن هاى A و B بر سطح گلبول، آزادانه هر دو نوع آنتى بادى Aو B را در پلاسما دارد.
اما بحث گروه خونى و تفاوت هاى آن به همین جا ختم نمى شود و براى مثال اگر گروه خون شما (
A) باشد در کنار آن از کلمه مثبت و منفى هم استفاده مى کنید! (خیلى ساده یا مثبت هستید یا منفى اصلاً هم دست خودتان نیست و این یکى کاملاً ، کاملاً به پدر و مادرتان ربط دارد!)
گروه خون شما به فاکتور دیگرى به نام (
Rh) بستگى دارد. یک فرد (Rh+) فردى است که بر روى سطح گلبول هاى قرمز خود آنتى ژن این فاکتور را دارد. (پس طبیعى است که در پلاسماى او آنتى بادى Rh دیده نشود! درست مانند همان داستان گروه خونى ABO)
از طرفى افراد (
Rh-) بر روى گلبول قرمز خود چنین فاکتورى را ندارند، (این افراد ۱۵% کل مردم هستند.)
حالا متوجه شده اید که شما به طور یقین ناگزیر هستید یکى از گروه هاى خونى زیر را داشته باشید.

 تشخیص گروه خونى:
در آزمایشگاه تشخیص طبى براساس آنچه گفته شد، پس از نمونه گیرى از بیمار، خون کامل او را (خونى که ضد انعقاد دارد و شامل تمام سلول هاى خونى و پلاسما است) به طور قطرات مجزا با معرف هاى مختلف (آنتى
A - آنتى B و آنتى Rh) مجاور مى کنند و چسبیدن یا نچسبیدن گلبول ها در مجاورت با قطرات معرف را بررسى مى کنند و گروه خونى مشخص مى شود.
بعد از یک تزریق خون نامتجانس، در بدن نیز همان روند تجمع گلبولى (که در شرایط آزمایشگاهى بین خون و معرف ایجاد مى شود) پیش مى آید. به همین خاطر باید پیش از تزریق خون سازگارى خون بین دهنده و گیرنده آن از نظر سیستم
ABO و Rh به خوبى بررسى شود. چرا که در اثر عدم هماهنگى گلبول هاى شخص گیرنده خون به هم مى چسبد و به دنبال این چسبندگى رگ هاى خونى بسته شده سرانجام خون به سایر نقاط بدن نمى رسد.

از طرف دیگر این سلول هاى بهم چسبیده که حاوى هموگلوبین (پروتئین حمل کننده اکسیژن) هستند. محتویات خود را که در خارج از سلول سمى است به داخل بدن مى ریزند و حاصل آن درنهایت مرگ گیرنده خون است (پس زدن خون دریافتى)
تمام نکته مربوط به انتقال خون در یک جمله خلاصه مى شود. «براى انتقال خون از شخصى به دیگرى باید هیچ آنتى بادى مخالف بین دو فرد نباشد.»
افراد گروه خونى (
AB) با توجه به توضیح ذکر شده به علت نداشتن هیچکدام از آنتى بادى هاى A و B در پلاسماى خون قادرند (در شرایط خاص) از تمام گروه هاى خونى، خون دریافت کنند اما تنها به هم گروه هاى خود خون مى دهند (امیدواریم در سایر امور اینگونه خسیس نباشند) اما افراد گروه خونى (O) که دست و دلبازتر از سایر گروه ها هستند به دلیل داشتن هر دو نوع آنتى بادى A و B فقط از هم گروه هاى خود، خون مى گیرند ولى دهنده عمومى هستند.
مشکل ناسازگارى گروه هاى خونى تا سال
۱۹۰۱ جان بسیارى از افراد را گرفت تا آنکه دانشمندى به نام (Karl Landsteiner) با کشف گروه هاى خونى این مشکل را برطرف کرد و در سال ۱۹۳۰ موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکى شد.
سؤال عمده اى که براى بسیارى از جوانان خصوصاً در مواقع ازدواج و انتخاب همسر پیش مى آید تفاوت گروه خونى است (البته این بار گروه خونى پزشکى، نه گروه خونى اجتماعى! که برخلاف تصور آنها اختلاف گروه خونى دوم در این مورد خاص خطر بیشترى نسبت به گروه خونى اول دارد و تشخیص آن هم خیلى ساده است معرف آن منطق است که در حضور احساس، عمل نمى کند!)
درواقع اگر گروه خونى شما و همسر آینده تان از نظر (
ABO) تفاوت داشته باشد مشکلى ایجاد نمى شود و تنها تفاوت سیستم Rh بین زن و شوهر است که مى تواند بعد از زایمان اول زن براى فرزند یا فرزندان بعدى آنها ایجاد مشکل کند (آن هم فقط در شرایطى که مادر آینده (Rh-) و پدر بعد از این با (Rh+) باشد.

(که البته این مشکل هم با تزریق آمپول معروفى به نام «روگام» پس از زایمان اول به کلى حل شده است و مشکلى نمى ماند مگر همان تفاوت گروه خون اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و … موفق باشید و همگروه خوبى داشته باشید

 

آشفته بازار مغز

مبهوت شدن با مغز آسان است. کیست که تحت تاثیر میلیاردها سلول عصبی بسته‌بندی‌ شده در جمجمه‌های ما، پیوسته به یکدیگر به وسیله تریلیون‌ها اتصال عصبی، قادر به رمزگذاری حافظه‌های متعلق به چندین دهه پیش، نواختن ساکسیفون و ارسال کاوشگرهای فضایی به خارج از منظومه شمسی قرار نگیرد؟ طبیعی است که بخواهیم بدانیم مغز ما چگونه توانسته است این قدر خوب باشد. اما پرسش جالب‌تری نیز هست که ارزش طرح دارد: با مغزی به این بدی چگونه می‌توانیم زنده بمانیم؟ کار مغز گرفتن تصمیم‌هاست.

اطلاعات به دست‌آمده از حواس را می‌گیرد، سپس آنها را در شبکه گسترده مدارهای متشکل از سلول‌های عصبی پردازش کرده و سرانجام نوعی خروجی تولید می‌کند. این خروجی می‌تواند همچون دادن رای انتزاعی یا همچون کشیدن نفس بنیادی باشد. این تصمیم‌ها بستگی به نحوه پردازش پیام‌ها در نهایت دقت دارد. خطاهایی که هنگام پاسکاری این پیام‌ها در دستگاه عصبی در آنها می‌خزد، پارازیت نامیده می‌شود. جالب آنکه هرچه دانشمندان در مغز دقیق‌تر می‌شوند، پارازیت بیشتری در آن کشف می‌کنند.

پیام‌ها با پیک‌های ولتاژ که در امتداد سلول عصبی حرکت می‌کند در مغز رمزگذاری می‌شوند. این ولتاژهای ظریف چیزی شبیه جریان دیجیتال اطلاعات هستند که در کامپیوتر جابه‌جا می‌شوند. اما نورون‌ها یا سلول‌های عصبی به جای سیلیکون و گالیوم، از چربی ، آب و پروتئین ساخته می‌شوند. آنها با گشودن کانال‌ها و داخل کردن اتم‌های باردار پیک‌های ولتاژی‌شان را انتقال می‌دهند. این کانال‌ها یک اضافه جریان به وجود می‌آورند که سپس موجب بازشدن کانال‌های مجاور می‌شود. با غلتیدن و عبور پیک ولتاژ از طول سلول عصبی، هر کانال فقط برای یک لحظه باز می‌ماند، درست مانند حرکت یک موج مکزیکی در استادیوم. آن‌طور که دانشمندان دانشگاه کمبریج در شماره اخیر ژورنال علوم اعصاب «نیچر ریویوز» می‌نویسند، مشکل سلول‌های عصبی آن است که کانال‌ها همیشه آن‌طور که قرار است عمل نمی‌کنند. کانال‌ها مدام می‌لرزند و می‌پرند و گاهی کمی زودتر از آنچه باید بازمی‌شوند که سبب می‌شود یک موج ۲ تا شود. گاهی دیر باز می‌شوند یا اصلا باز نمی‌شوند. این کانال‌های اهمال‌کار می‌توانند یک موج کوتاه و تیز را به شکل یک موج بلندتر و ضعیف‌تر، مبهم و نامشخص سازند. بعضی کانال‌ها گاهی وقتی هیچ موجی وجود ندارد نیز خودبه‌خود باز می‌شوند و یک پیک کاملا کاذب ایجاد می‌کنند.

اکنون دارد ثابت می‌شود آسیبی که در سلول‌های عصبی ما به پیام‌ها وارد می‌شود واقعا عظیم است. وقتی قطاری از پیک‌های ولتاژی در طول یک سلول عصبی حرکت می‌کند، ممکن است بیش از ۲۵ درصد از اطلاعات خویش را از دست بدهد. در مراحل دیگر نیز ممکن است پارازیت بیشتری وارد پیام‌های مغزی شود. وقتی پیام‌ها به انتهای یک سلول عصبی می‌رسند، موجب رهاسازی یک سری مواد شیمیایی می‌شوند که تا سلول عصبی مجاور جریان می‌یابند و پیک ولتاژی جدیدی راه می‌اندازند که با سرعت پیش می‌رود. اما این مواد شیمیایی مانند کلیدهایی ساده عمل نمی‌کنند؛ گاهی قادر به عبور از شکاف میان دو سلول‌ عصبی نیستند و به ‌تبع آن پیام نیز از انتقال بازمی‌ماند. هنگامی که پیامی از یک سلول‌ عصبی به سلول‌ عصبی دیگر و باز به سلول‌ عصبی بعدی منتقل می‌شود، در هرکدام پارازیت بیشتری به پیام اضافه می‌شود، درست مانند بازی ذهنی تلفن (که در آن بچه‌ها جمله‌ای را درگوش یکدیگر تکرار می‌کنند و هربار تغییری در آن ایجاد می‌شود ـ م). همه این پارازیت‌ها می‌توانند درک ما از دنیای خارج را مبهم سازند و بر فرمان‌هایی که مغز ما به ماهیچه‌های‌مان ارسال می‌کند تاثیر بگذارند.
پارازیت موجود در مغز ما به قدری زیاد است که بر کیفیت کار آن محدودیت جدی اعمال می‌کند. یکی از بهترین راه‌های ساخت یک مغز قدرتمند استفاده از سلول‌های‌ عصبی کوچک است. هرچه اندازه سلول‌‌های عصبی کوچک‌تر شود، تعداد بیشتری از آنها را می‌توان در یک فضای معین جا داد. اتصالات بیشتری می‌توانند با همدیگر برقرار کنند و برای ارسال پیام به انرژی کمتری نیاز پیدا خواهند کرد. اما معلوم شد که سلول‌های عصبی ما از آنچه در عمل هستند می‌توانند بسیار کوچک‌تر باشند. اگر تمام مواد لازم برای ارسال پیام را تا آنجا که ممکن است فشرده بسته‌بندی کنیم، قطر شاخه‌های یک سلول‌ عصبی (که آکسون نامیده می‌شوند) فقط
۰۶/۰ میکرون (۶ صد هزارم میلی‌متر) خواهد شد. اما در واقع قطر نازک‌ترین آکسون‌ها حدود ۱/۰ میکرون (۱۰صد هزارم میلی‌متر) است. بررسی‌های اخیر نشان داده‌اند آنچه مانع نازک‌تر شدن آنها می‌شود پارازیت است. یک آکسون هرچه نازک‌تر شود، پارازیت‌دارتر می‌شود. زیر ۱/۰ میکرون، پارازیت ناگهان چنان افزایش می‌یابد که هر پیامی را مستهلک می‌کند. اگر پارازیت مانع نمی‌شد که ما سلول‌های عصبی بیشتری داشته باشیم، احتمالا خیلی باهوش‌تر از این می‌شدیم.
دانشمندان اکنون دریافته‌اند که بخش قابل‌توجهی از سازماندهی مغز صرف مبارزه با پارازیت می‌شود. یک راه مبارزه محاسبه میانگین چند پیام است. هنگامی که صدایی می‌شنویم، ساختارهای مومانندی روی سلول‌های عصبی گوش‌های‌مان تکان می‌خورند. و ول خوردن آنها الگویی از پیک‌های ولتاژی ایجاد می‌کند که سپس آن سلول‌ عصبی آن را به
۱۰ تا ۳۰ سلول‌ عصبی دیگر منتقل می‌کند. آنگاه تمام این سلول‌های عصبی همین پیام را به سوی مغز می‌برند تا در آنجا بتوان آنها را با هم مقایسه کرد. هر سلول‌ عصبی پیام را به شیوه تصادفی و منحصر به فردی تخریب می‌کند و مغز با میانگین گرفتن از تمام پیام‌های‌شان با هم، می‌تواند بعضی از این پارازیت‌ها را حذف کند.
مغز ما به منظور کاهش هرچه بیشتر پارازیت، نقش‌های جهان را با بی‌تفاوتی، مانند موم نرمی که نشان مهری بر آن نشسته باشد در خود راه نمی‌دهد. ما در عمل برای درک، مقایسه می‌کنیم. برای مثال وقتی پیام‌های جدیدی از چشمان‌مان می‌رسد، آنها را با اطلاعات ذخیره‌شده در مغزمان درباره دنیای معمول مقایسه می‌کنیم ــ مثلا این واقعیت که اشیا لبه دارند. این مقایسه به ما امکان می‌دهد از اختلالات ناشی از پارازیت چشم‌پوشی کنیم و در عوض روی پیام درست متمرکز شویم. از این گذشته مغز درمورد فرمان‌هایی که به ماهیچه‌های‌مان می‌فرستد نیز نمی‌تواند بی‌اعتنا باشد. یک پیام مغشوش ممکن است ما را وادارد به اشتباه گام مهلکی برداریم. در عوض مغز ما مدام در حال دریافت اطلاعاتی درباره آن است که بدن ما چقدر دارد به هدف خویش نزدیک می‌شود. مغز ما برای تصحیح پارازیت‌ها، پیوسته فرمان‌های تجدید‌نظرشده‌ای می‌فرستد تا فرمان‌های پیشین را تصحیح کند.
تحت تاثیر قرار گرفته‌اید؟ طبیعی است. مغز ما ناخودآگاه محاسبات پیچیده‌ای انجام می‌دهد که مهندسان تلاش می‌کنند برای ساخت کامپیوترها و سیستم‌های ارتباطی بهتر از آن تقلید کنند و با این حال تمام این ریاضیات پیچیده در خدمت یک هدف تناقض‌آمیز است: جبران اشتباهاتی که ناشی از خود زیست‌شناسی ماست.

 

درد ماهیتاً یک احساس ذهنی است. درد یک حس عینی یا ملموس نیست

برخی از افراد بدون اینکه علتی ظاهری یافت شود از دردهای مزمن شکایت می کنند. به رغم اینکه پزشک معاینات جسمی و آزمون های مکرری انجام می دهد، هیچ علت یا عارضه جسمی قابل تشخیص برای درد بیمار نمی یابد. این وضع به آن معنا نیست که درد وجود ندارد.

درد ماهیتاً یک احساس ذهنی است. درد یک حس عینی یا ملموس نیست. هیچ تست آزمایشگاهی یا عکس رادیوگرافی نمی تواند درد را نشان دهد.
درد یک فرد ممکن است مربوط به عواملی باشد که تشخیص آنها به آسانی ممکن نباشد. همچنین ممکن است شیوه معمول پردازش پیام های درد در مغز یا نخاع در یک فرد دچار اختلال شده باشد، مانند دردی که فردی که دست یا پایش قطع شده در محل عضوی که دیگر وجود ندارد حس می کند. حتی آسیب های نامحسوس به اعصاب ممکن است درد شدیدی به وجود آورد.

سندروم های بحث برانگیز
دانشمندان پس از سالها پژوهش هنوز نتوانسته اند علت جسمی دقیق گروهی از بیماری های دردآور را تعیین کنند، از جمله این سندروم های دردمزمن می توان به اینها اشاره کرد:
*فیبرومیالژی(دردهای مبهم در تمام بدن، که در نقاط حساس خاصی شدت بیشتری دارد)
*سندروم خستگی مزمن(خستگی و دردهای مبهم در همه بدن)
*سندروم روده تحریک پذیر(درد شکمی، یبوست یا اسهال)
*سیستیت انترستیل(درد مثانه)
*وولودینیا(درد در دستگاه تناسلی خارجی زنان)
در برخی از افراد ممکن است دو یا چند مورد از سندروم های فوق همراه هم دیده شود. برای همین است که پژوهشگران معتقدند ممکن است علت مشترکی برای برخی از این اختلالات وجود داشته باشد؛ اختلالاتی که عمدتاً در زنان رخ می دهند.
نظریه ها در مورد علل احتمالی
سندروم خستگی مزمن و درد مثانه(سیستیت انترستیل) ممکن است مربوط به اختلالات دستگاه ایمنی یا آلرژی ها باشند. یک احتمال دیگر وجود عفونت یا نوعی ضربه است که آغاز کننده این بیماری ها بوده است.بسیاری از افرادی که از درد مزمن رنج می برند حساسیت بیش از حدی به درد دارند. پژوهشگران هنوز در حال تلاش برای تعیین علت این حساسیت هستند، اما عاملی که در بیماران مبتلا به فیبرومیالژی دیده می شود وجود سابقه حوادث تنش زا در دوران کودکی است، ممکن است این حوادث باعث حساس شدن سازوکارهای پردازش کننده درد در مغز شده باشند.
برخی اوقات، درد یک شخص قابل انتساب به رفتارهایی است که او در دوران کودکی آموخته است.
شاید والدین فرد تنها هنگامی که او مریض بوده به او توجه نشان می داده اند. حتی امروزه نیز دوستان و بستگان فردی که دچار بیماری یا درد باشد توجه بیشتری به او نشان می دهند. بسیاری افراد ممکن است حتی بدون اینکه آگاه باشند برای جلب توجه در بیان درد خود اغراق کنند.
تأثیر ذهن بر بدن
ذهن و بدن شما بر هم تأثیر می گذارند. بسیاری از ما هنگامی که با اضطراب در اتاق انتظار دندانپزشکی نشسته ایم احساس دل آشوبه را تجربه کرده ایم یا اینکه پس از ترک محیط پراسترس کاری سردرد شما به طور معجزه آسایی ناپدید می شود.
برطرف شدن سردرد شما به این ترتیب به معنای آن نیست که سردرد شما خیالی بوده است. بسیاری از افراد مبتلا به درد مزمن به خصوص هنگامی که علت جسمی یافت نمی شود دچار این نگرانی می شوند که دیگران فکر کنند درد آنها ناشی از اختلال روانی است.دکتر دیوید مارتین متخصص بیهوشی و پزشکی درد در کلینیک مایو در روچستر می گوید: به یک معنا درد همیشه احساس ذهنی و مربوط به تجربه شخصی است.وجود آن را نمی توان تشریح یا ثابت کرد.درد شامل پاسخی حسی و نیز عاطفی است که منحصر به فرد است.
داروهای مفید
پزشک شما ممکن است برای برطرف شدن دردهای مزمنی که در بالا ذکر شد، برای شما داروی ضدافسردگی تجویز کند، اما علت تجویز این داروها آن نیست که شما افسرده اید. داروهای ضدافسردگی سه حلقه ای مانند آمی تریپ تیلین، نورتریپ تیلین و… فرآیندهای شیمیایی را در مغز و نخاع شما تشدید می کنند که به طور معمول باعث مهار درد می شوند. همچنین این داروها الگوی خواب فرد را بهبود می بخشند که به خصوص به افراد مبتلا به سندروم خستگی مزمن یا فیبرومیالژی کمک می کند.
در برخی موارد درد ناشی از آسیبی است که به اعصاب وارد آمده است. داروی گابانیتین(یا
Neurontin)، یک داروی ضد تشنج، اغلب در تسکین دادن درد ناشی از اعصاب صدمه دیده در جریان دیابت یا زونا به خوبی مؤثر است.
کاهش استرس برای کاهش درد
استرس می تواند درد مزمن را تشدید کند. برنامه های توانبخشی درد، معمولاً که در برخی بیمارستان ها وجود دارد، به شما کمک می کند استرس را در زندگیتان کاهش دهید و در واکنش به استرس غیرقابل اجتناب آرامشتان را حفظ کنید.
اگر درد مزمن شما به درمان های متعارف پاسخ ندهد، کاستن از واکنش استرس و افزایش دادن فعالیت ها ممکن است بهترین چیزی باشد که شما می توانید برای کنترل کردن موقعیت و بازیابی زندگیتان انجام دهید

 
     
     
 
   منبع:   مجله سلامت
 
 
 
 
 
 
  تاریخ انتشار : ١٣٩١/١٢/٢٠ تعداد بازدیـد : ۶٩۶ نسخه چاپی
 
 
طبقه بندی موضوعی    
بهداشت و سلامت    
تجارت و اقتصاد    
فرهنگ و هنر    
فناوری اطلاعات    
مدیریت شهری    
معلومات عمومی    
ورزش و سرگرمی    
 
 
 
 
 
© 2005 - 2019  Hamedan.ir
آمار و اطلاعات کاربران
١۴ کاربران آنلاین :
۱۰۸,۸۷۸ تعداد بازدید :
   
   
 
سایت های مرتبط
مرکز اطلاعات مدیریت شهری
سایت مرجع مدیریت شهری
موسسه فرهنگی تبیان
موسسه فرهنگی راسخون
 
لینک های مرتبط
شهر الکترونیک همدان
پایگاه اطلاع رسانی
مناقصات و مزایدات
پیام ها و اطلاعیه ها
 
دسترسی سریع 
آرشیـو مجلات
آرشیـو مدیریت شهری
آرشیـو مجله فناوری
آرشیو مجله بهداشت
 
 
 
کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال متعلق به شهرداری همدان بوده و هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
طراحی و پشتیبانی : سازمان آمار و فناوری اطلاعات شهرداری همدان