شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸   |   Sat October 19, 2019  
   
 
 آرشیو  |  جستجو         
         صفحه اصلی   |
     پربازدیدترین ها
مجله بهداشت و سلامت - سال هفتم- شماره 37
مجله بهداشت و سلامت - سال ششم- شماره 36
مجله مدیریت شهری - سال هفتم- شماره 2
ورزش و سرگرمی - سال هفتم- شماره36
مجله مدیریت شهری - سال هفتم- شماره 1
مجله بهداشت و سلامت - سال هفتم- شماره 39
معلومات عمومی - سال هفتم- شماره 1
معلومات عمومي - سال هفتم - شماره 2
مجله فناوری اطلاعات - سال هفتم- شماره 32
مدیریت شهری - سال هفتم- شماره 3
     مدیریت شهری
مدیریت شهری -  شماره 11
مدیریت شهری -  شماره 10
مديريت شهري -  شماره 9
مدیریت شهری -  شماره 8
مديريت شهري -  شماره 7
مدیریت شهری -  شماره 6
مدیریت شهری -  شماره 5
مدیریت شهری -  سال هشتم-شماره 4
مدیریت شهری -  سال هفتم- شماره 3
مجله مدیریت شهری -  سال هفتم- شماره 2
  بیشتر ...
     فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات -  شماره 34
فناوري اطلاعات -  شماره 33
مجله فناوری اطلاعات -  سال هفتم- شماره 32
مجله فناوری اطلاعات -  سال هفتم- شماره 31
مجله فناوری اطلاعات -  سال ششم- شماره 30
مجله فناوری اطلاعات -  سال ششم- شماره 29
مجله فناوری اطلاعات -  سال ششم- شماره 28
مجله فناوری اطلاعات -  سال پنجم- شماره 27
مجله فناوری اطلاعات -  سال پنجم- شماره 26
مجله فناوری اطلاعات -  سال چهارم- شماره 25
  بیشتر ...
 
 
  تاریخ انتشار : ١٣٩۵/١٠/٠٨ تعداد بازدیـد : ۶٨۴ نسخه چاپی
 
 فرهنگ و هنر
 شماره ٣٨
 
 
 
فرهنگ و هنر

 

 

در اين شماره مي خوانيد :

.. مطالعه چرا و چگونه !؟

.. ١٠ فايده کتاب خواندن در زندگي روزمره

.. زندگينامه رودکي

.. معرفي هنر مينياتور

 

 

 

 

 

مطالعه چرا و چگونه!؟

يکي از پيش‌ نيازهاي مهمرشد و توسعه فرهنگي و اجتماعي و حتي اقتصادي داشتن جامعه‌اي اهل کتاب و مطالعه است. دستيابي به چنين جامعه‌اي به برنامه‌ريزي هدفمند و آزموده و به استمرار آن نيازمند است.

اهميت بررسي جايگاه مطالعه از آنجا ناشي مي‌شود که کتاب به منزله گنجينه‌هاي عظيم دانش بشري - اعم از آثار جديد و آثار قديم - به عنوان يک منبع معتبر و قابل استفاده، همواره مورد توجه قرار گرفته است.

سازمان آموزش علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسکو) در بسياري از کنفرانس‌هاي خود اساس توسعه اقتصادي را گسترش کتاب و برنامه‌ريزي درازمدت آموزش دانسته است؛ شوراي اجتماعي و اقتصادي سازمان ملل نيز کتاب را يکي از وسايل لازم عمران و پيشرفت ملت‌ها دانسته است (ابرامي١٣۵٧)

در اوايل قرن ٢٠ مسئله مطالعه، علاقه‌مندي و عادت آن بيشتر جنبه تفنن و سرگرمي داشت و تنها اهل ادب و تحقيق خود را محتاج به مطالعه مرتب و مداوم مي‌شمردند. تحول اقتصادي و عظيمي که در امر پيشرفت علم و صنعت در کشورهاي مترقي جهان ايجاد گرديد، با تعميم  تعليمات عمومي که نتيجه نيازمندي‌هاي شديد به کارگران و افراد متخصص براي گرداندن چرخ عظيم صنعت بود، اين مسئله (مطالعه) را از  حالت انفرادي خارج و به مسئله عمومي و پايه‌اي از تحصيل و تربيت مبدل کرد (اميرهادي،١٣٨٣)

رشد سالانه آزاد شدن اطلاعات در دنيا و همچنين سرعت رو به رشدي که جريان اطلاع‌رساني و کسب اطلاعات به خود گرفته است، اين نياز را شامل مي‌شود که تمامي کساني که مي‌خواهند خود را با ا ين روند رو به پيشرفت، همسو کنند، بايد خود را در جريان اين درياي عظيم و پهناور جستجو کنند و اين امر با ايجاد رغبت و عادت کردن به مطالعه و کتابخواني ميسر خواهد شد.

نقطه آغازين اين حرکت عظيم فرهنگي، آشنايي والدين، مربيان و دست‌اندرکاران مسائل تعليم و تربيت با نقش کتاب و مطالعه در زندگي فردي و اجتماعي بوده. و همچنين آگاهي دادن آنان از روش‌هاي مختلف ايجاد روحيه عادت به مطالعه، روش‌ مطالعه صحيح و يادگيري بهتر در کودکان و نوجوانان است.از آنجا که والدين و مربيان تاثير زيادي در تعليم و تربيت فرزندان خود دارند، بايد شرايط و موقعيت‌هاي مختلف را به خوبي بشناسند برهمين اساس راه و روش صحيح را در پيش بگيرند و اين راه تضمين کننده موفقيت آنها در اين زمينه خواهد بود.

مهمترين عامل پرداختن به اين موضوع در اين نوشتار احساس نيازي بود که اول در خود سپس در ميان قشر جوان و بخصوص دانشجويان  احساس مي‌شد که راه تحصيل و کتابخواني در دوره‌هاي آموزش عالي و در درک و فهم مطالب کتاب‌ها دچار مشکل هستند.

باتوجه به مشکلات ذکر شده که متخصصان آموزشي اذعان دارند “هيچ مهارتي براي بشر پرارزش‌تر از مهارت در خواندن، مطالعه و سودجستن از آن نيست  (حمدي‌پور، ١٣٨٠)


تعاريف مطالعه:

در لغت‌نامه دهخدا، مطالعه به معناي نگريستن بر هر چيزي براي واقف شدن به آن و تامل و تفکر و انديشه، نظر به دقت است و مطالعه کردن به معني نگريستن در چيزي براي وقوف بر احوال آن آمده است.

در فرهنگ معين، مطالعه يعني خواندن کتاب يا نوشته‌اي و فهميدن آن، قرائت نوشته‌اي براي درک آن ذکر شده است.

در فرهنگ علوم رفتاري مطالعه به ٣ عامل زير به کار رفته است:


١-  به کار بردن عقل يا ذهن براي يک مسئله يا موضوع


٢-  رشته‌اي از يادگيري است


٣-  بحث و بررسي درباره يک موضوع، يا يک بحث خاص و يا گزارش درباره تحقيق


در تعاريف موجود ديگر، مطالعه را به ٢ بخش تقسيم مي‌کند. مطالعه در معنا و مفهوم وسيع آن، همان ارتباط است. ارتباط با دنياي تازه به وسيله آثار به جا مانده از ديگران، آثاري که نشان دهنده طرز تفکر آنان و شامل آثار تاريخي و جغرافيايي، هندي و غيره است، در قسمت دوم، مطالعه رادر معناي خاص آن بيان مي‌نمايد که عبارت است از ارتباط با افکار ديگران به وسيله کتاب يا هر نوع نوشته ديگر.
نکته‌اي که در ميان تعاريف بالا مستتر است، قصد و عمد در انجام اين عمل )مطالعه) است. يعني مطالعه فرايندي هدفمند و بنا به ميل شخصي مي‌تواند به هر سويي کشانده شود و بستگي به نوع علاقه و کشش دروني شخص دارد. علاقه‌اي که فرد در زندگي به ورزش بدمينتون دارد باعث مي‌شود که به خواندن و مطالعه مجلات و روزنامه‌هاي تخصصي بپردازد يا همچنين در مسائلي که فرد درگير آن است، چه در شغل که باعث مي‌شود فرد اطلاعات مربوط به آن شغل را از مجلات يا از سايت‌هاي مختلف جستجو کند، مانند اطلاعات بازار بورس و هنر، آشپزي و ...


 
انواع مطالعه:

در تعاريف عملياتي مطالعه را به ٢ صورت مي‌توان مشخص و متمايز کرد (البته باتوجه به موارد مورد مطالعه)


الف) کتب درسي و منابع درسي:

که عبارتند از کتاب‌هاي درسي که از طرف سازمان آموزش و پرورش براي همه دوره‌هاي تحصيلي و مقاطع ? گانه و پيش دانشگاهي و همچنين مقاطع قبل از آنها (ابتدايي، راهنمايي) تعيين گرديده است و دانش‌آموزان بايد در طول سال تحصيلي فقط اين کتاب‌ها را براي وارد شدن به مقاطع بالاتر پاس کنند. در مقاطع آموزش‌ عالي، کتب و منابعي که مورد نظر اساتيد مي‌باشد که اکثرا تاليفي يا ترجمه است و براي گذراندن واحد درسي و اخذ امتحان به دانشجويان معرفي مي‌گردد.


ب) مطالعه منابع غيردرسي:

روزنامه، مجلات، کتاب داستان، رمان، اطلاعات عمومي و .. مشخصه اصلي اين منابع را مي‌توان، افزايش اطلاعات شخصي و آگاهي فردي عنوان کرد و نوع آن بستگي به علايق فرد دارد.


 
تفاوت‌ انواع مطالعه

چنانچه در تعاريف بالا قيد شده است، مشخص است که در مطالعه منابع درسي انعطاف‌پذيري نسبت به منابع غيردرسي کمتر است. در نحوه انتخاب، در کتاب‌هاي درسي تعيين منابع توسط سازمان آموزش و پرورش و در آموزش عالي توسط اساتيد صورت مي‌گيرد، ولي در مطالعه منابع غير درسي انتخاب کننده فرد و با علاقه او صورت مي‌گيرد. ولي در جامعيت منابعي که توسط سازمان آموزش و پرورش و اساتيد مشخص مي‌شود، به نسبت از منابعي که فرد انتخاب مي‌کند جامعيت بيشتري دارد. (باتوجه به تجربه)

ممکن است در کتاب‌ها و منابع درسي که براي دانش‌آموزان و دانشجويان تعيين و مشخص مي‌گردند تمام مطالب منابع، در طول سال تحصيلي و ترم مطالعه نشود و شايد مطالب مهم مطالعه نشود و ابتر بماند. ولي در مطالعه منابع غيردرسي باتوجه به مطالب عرضه شده اين امکان به نسبت کمتر است.


روش‌هاي مطالعه

مطالعه ثمربخش از ٢ عامل متاثر است، يکي علاقه نسبت به مطلب خواندني، ديگري کاربرد ماهرانه فنون مطالعه، علاقه نسبت به مطالب خواندني سبب مي‌شود تا شخص به مطالعه بيشتر بپردازد، مطالعه بيشتر منجر به بهتر شدن فنون مطالعه مي‌شود، کاربرد فنون بهتر، مطالعه را آسانتر، سريع‌تر و لذت‌بخش‌تر مي‌سازد، در نتيجه علاقه خواننده نسبت به مطالعه افزايش مي‌يابد و سبب مي‌شود تا او به مطالعه بيشتر بپردازد، از خواندن مطالبي که نبايد بخواند دوري نکند و در زمان کمتر مطالب بيشتري را بخواند.  (سيف،١٣٧٩ )


کي. پي بالدريج از متخصصين آموزشي در کتاب روش‌هاي مطالعه، اين روش‌ها را به ٧ گروه تقسيم مي‌کند.


١- خواندن اجمالي:

هدف از خواندن اجمالي، دست يافتن به نکات و مطالب مهم کتاب و کشف کردن ساختمان مواد و مطالبي در يک زمان کوتاه و با سرعت زياد است. روش خواندن اجمالي، مبتني است بر يک نمونه‌گيري سريع از نکات اساسي و صرف نظر کردن از جزئيات، در اين روش مطالعه، در جستجوي نکات کليدي درباره مواد و ساختمان مطالب و نظر و سبک مولف هستيم.


٢- تند خواندن:

هدف از تند خواندن يا سريع خواندن يک کتاب، کسب يک آشنايي کلي، با مطالب کتاب از طريق مرور کتاب، با يک سرعت فوق‌العاده زياد است. براي مرور‌کردن مطالبي که قبلا خوانده‌ايم و هنگامي که درک کمتري از مطالب، مورد نياز است و وقت کمي موجود است، اين روش توصيه مي‌گردد.

روش تندخواندن بر فن ديدزدن مبتني است. ديدزدن مستلزم يک حرکت منظم، همراه با ريتم چشم بر روي صفحات است که فن ديدزدن امکان مرور مطالب را به طرزي بسيار سريع ميسر مي‌سازد.


٣-  عبارت خواني:

هدف عبارت‌خواني افزايش سرعت مطالعه است. از طريق خواندن عبارات و جملات، به عوض خواندن کلمات‌ عبارت خواني باعث افزايش درک مطلب، از طريق شناسايي انديشه‌ها و مفاهيم و رابطه بين آنها مي‌شود.


۴-  دقيق خواني:

هدف دقيق‌خواني درک کامل مطالب خوانده شده و نگهداري آنها به طرزي منظم و منطقي در حافظه است، به طريقي که يادآوري آنها براي استفاده‌هاي بعدي ميسر باشد.از طريق دقيق‌خواني مي‌توانيم فهم بيشتري از مطالب توسط درک ساختمان مفاهيم و معاني داشته باشيم و خواننده‌اي که از اين روش استفاده مي‌کند. فنون اساسي روش دقيق‌خواني عبارتند از سازمان دادن، حاشيه‌نويسي و علامت‌گذاري و خلاصه کردن.


۵-  خواندن تجسسي:

هدف خواندن تجسسي افزايش دامنه تمرکز حواس و درک عميق‌تر معاني است.

به کسي که دنبال چيزي مي‌گردد، از کسي که دنبال آن نمي‌گردد به احتمال بيشتري آن چيز را پيدا مي‌کند. سوالات به شما کمک مي‌کنند  تا به دنبال چيزها بگرديد. طرح سوال قبل از خواندن و در ضمن خواندن اجمالي، قدرت پيش‌بيني و علاقه‌مندي شما را افزايش مي‌‌دهد.


۶-  انتقادي:

هدف از خواندن انتقادي دستيابي به قضاوت مستدل و درگيري عميق‌تر با مطالب از طريق تجزيه و تحليل‌ معاني است. منظور از خواندن انتقادي، قضاوت کردن در مورد درستي، اعتبار، يا ارزش مطالب خواندني براساس ملاک‌ها يا استانداردهاي صحيح است. اين کار مي‌تواند، خواننده را از طرز تفکر معمولي و تنگي ديد فارغ کند. اين نوع خواندن همچنين، توانايي تشخيص و ارزش نهادن به زيبايي، نظم و حقيقت، يا هر چه که تعادلي را در برمي‌گيرد، ايجاد مي‌کند.


٧- درک زيبايي و جنبه‌هاي هنري مطلب:

هدف از خواندن براي درک زيبايي و جنبه‌هاي هنري مطالب، افزايش آگاهي و لذت بردن از کارهاي هنري است.

در اين روش علاوه بر خواندن براي درک زيبايي و جنبه‌هاي هنري که موجب بسط آگاهي از مطالب خوانده شده مي‌شود، باعث غني کردن زندگي و کسب لذت است.

 

تاثيرات مطالعه:


مطابق تحقيقات و بررسي‌هاي “ويلز، براسون و بردشاو” ۵ تاثير عمده از مطالعه، به‌دست آمده است که عبارتند از:


١ـ عامل وسيله ساز: يعني آشنايي و شناخت کاملي از مشکلات واقعي و داشتن صلاحيت کامل براي روبرو شدن با مشکلات


٢- تاثير در شخصيت و ايجاد شخصيت جديد: واژه شخصيت در زبان روزمره معاني گوناگوني دارد، گاه منظور از شخصيت درجه کارايي و جاذبه اجتماعي آن مورد نظر است، گاه به منظور توصيف بارزترين ويژگي شخص به کار مي‌رود، ولي روانشناسان در بحث از شخصيت بيش از هر چيز به تفاوت‌هاي فردي توجه دارند، يعني ويژگي‌اي که يک فرد را از ديگران جدا و متمايز مي‌کند.

با اين حال تاثيري که مطالعه مي‌تواند در شخصيت فرد داشته باشد، همه موارد بالا را در برمي‌گيرد. چون در شيوه تفکر و نحوه سازگاري فرد با محيط تاثير بسزايي دارد و تاثير آن در فرد، مي‌تواند باعث‌ رهايي، از احساس حقارت و اطمينان به خود باشد و موفقيت او را در محيط تضمين کند.
٣-  تاثير در بحث و استدلال: يعني تقويت يک عقيده يا تبديل و تغيير و تفسير آن به عقيده ديگر، از طريق بحث و استدلال ميزان مطالعه و پرورش و رشد عقيده رابطه مستقيمي با يکديگر دارند. افراد را مي‌توان با ابراز عقيده و بحث و استدلال آنها در موضوعات مختلف ارزيابي کرد و توان آنها را در موفقيت و پيروزي‌شان در مباحث و گفتگوها و مناظره‌ها و مقبوليت نظراتشان توسط جمع و افراد مختلف، را مي‌تواند در تاثيرات مطالعه منابع و ميزان آن دانست.


۴- تاثير در زيبايي: يعني کسب تجارب زيبايي شناسي از طريق ادبيات و هنر و...

در مطالعه ادبيات و هنر و آگاهي از مطالبي که در اين علوم قرار دارد و لذتي که با مطالعه اين منابع، پيش روي خرد قرار مي‌گيرد، از جمله فوايد مطالعه اين آثار است. دکتر علي اکبر سيف از متخصصان آموزشي از جمله تاثيرات مطالعه در زيبايي را: افزايش ميزان درک و فهم از طريق کشف معاني عميق يک نوشته.

بالا بردن سطح آگاهي نسبت به اهداف زندگي و فلسفه حاکم بر آن، از طريق شريک شدن در احساسات و تجربيات و طرز فکر ديگران بهره‌گيري بيشتر از استعدادهاي شخصي از طريق برانگيختن افکار، ادراکات و احساسات و ... مي‌داند.


۵- تاثير در آسودگي خاطر:يعني رهايي از افکار و عقايد بخصوص از طريق مطالعه منابعي که آن طرز فکرها و عقايد قبلي را تعديل يا تغيير داده و انسان را به آرامش خاطر مي‌رساند.

تاثير مطالعه در زندگي فوق‌العاده وسيع است. يک مطالعه کننده، مي‌تواند مهارت‌هاي تازه ياد بگيرد، حقايق تازه‌اي را معرفي کند، فردي با معلومات بار بيايد و مي‌تواند با افکار جديد و نوآور، اقدامات شکوفايي به عمل آورد.


 
اهميت و ضرورت مطالعه کردن:‌


کتاب بر عالم تمدن فرمانروايي مي‌کند. “ولتر


هيچ اهميت و ضرورتي بالاتر از اين مسئله نيست که مطالعه چه تاثيرات عميق، در روح و روان و خودسازي افراد مي‌گذارد و در رشد و شکوفايي اقتصادي و آگاهي سياسي افراد جامعه، چه ردپاهايي از خود به جاي مي‌گذارد.تکامل فرهنگ هر جامعه، مديون و مرهون شناخت ويژگي‌هاي فرهنگي و تاثير آن بر افراد جامعه است.

امروزه مطالعه کردن يکي از شاخص‌هاي توسعه و رايج‌ترين محصول فرهنگي کشورهاي مختلف محسوب مي‌شود، زيرا مطالعه کتاب و فرهنگ کتابخواني نمايانگر، رشد ملي و از نشانه‌هاي بارز بالندگي فرهنگ و تمدن هر کشور است.

در دنياي متغيير قرن ?? که هر روز در زمينه‌هاي علمي، هنري، سياسي و اقتصادي و ... يک اتفاق تازه مي‌افتد و خط جديدي به راه مي‌افتد کتاب و مطالعه جايگاه ويژه‌اي دارد و ديگر مثل سابق کار افراد منحصر به فرد نيست. هر کسي در هر شغل و مقامي لازم است به طور مرتب مقداري از وقت خود را به مطالعه و مطالب اختصاص دهد، چه اين مطالب از روزنامه يا مجلات يا کتاب‌هاي گوناگون باشد.

نگاهي گذرا به علل پيشرفت کشورهاي جهان، چه توسعه‌يافته و چه در حال توسعه و عقب‌مانده، مبين اين واقعيت است که بخش عظيمي از اين موفقيت‌هاي آنها در سايه توجه‌شان به نسل نوجوان و جوان و سرمايه‌گذاري در جهت رشد و پرورش استعدادهاي آنان بوده است.
در جوامع پيشرفته دنيا که اهميت مطالعه و خواندن مطالب مختلف بر مردم آشکار شده است، بهبود وضع مطالعه و راه‌هاي صحيح و تسريع در اين امر و درک بهتر و فهم مطالب يکي از اقدامات مهم آموزشي محسوب مي‌شود.

در جوامع مترقي روش‌هاي درست مطالعه نه تنها در ضمن آموزش دروس مختلف آموزشگاه‌ها به يادگيرندگان ارائه مي‌شود، بلکه دوره‌هاي کوتاه مدت و بلندمدت روش‌هاي درست مطالعه و روش‌هاي سريع خواندن و مفهومي براي تمامي افراد علاقه‌مند داير شده است و جهت شرکت جستن مردم در اين دوره‌ها آنان را به عوامل مختلف مورد تشويق و ترغيب قرار مي‌دهند. (سيف علي‌اکبر، ١٣٧٩)

متاسفانه از آنجا که فرهنگ مطالعه و کتابخواني در جامعه ما هنوز جايگاه خود را به دست نياورده است و از وضعيت نامطلوبي برخوردار است، لذا بايد براي ايجاد رغبت و عادت در کودکان ونوجوانان به مطالعه خواندني‌هاي مطالب جدي، علمي، فني و شغلي و... چاره اساسي انديشيده شود.

 

مصطفي‌ جوادزاده

منبع : روزنامه رسالت

 

 

 

 

 

 

١٠ فايده کتاب خواندن در زندگي روزمره

 

خيلي از آدمها از فوايد خواندن يک کتاب خوب خبر ندارند. با روزي چند دقيقه کتاب خواندن، شما ميتوانيد وارد يک دنياي جديد شويد و با ياد گرفتن نکات جديد از اين دنيا، زندگي خود را بهبود ببخشيد.

 

١- مطالعه باعث جلوگيري از آلزايمر ميشود

تحقيقات نشان ميدهد کساني که زمان مطالعه مرتب ندارند، دو و نيم برابر بيشتر از کساني که به طور مرتب مطالعه ميکنند در معرض بيماري آلزايمر قرار دارند. اين به اين معني نيست که تنها با خواندن کتاب ميشود از اين بيماري پيشگيري کرد، اما نشان ميدهد که رابطهاي بين مطالعه و پيشگيري از اين بيماري وجود دارد.

 

٢- هميشه در حال ياد گرفتن نکات جديد هستيد

کتاب خواندن مغز شما را با اطلاعات جديد پر ميکند. اطلاعاتي که نميدانيم کي و کجا، اما قطعاً به موقع به يادمان ميآيد و کارمان را راه ميندازد. خواندن، آدمها را باهوش ميکند؛ چون نه تنها اطلاعات جديدي به مغز اضافه ميکند، بلکه باعث ميشود بتوانيم آنها را به راحتي به خاطر بياوريم.

 

٣- کساني که کتاب ميخوانند اجتماعيتر هستند

آمارگيريها نشان داده کساني که زياد مطالعه ميکنند، از لحاظ مدني و اجتماعي موقعيتهاي بهتري دارند. اين به تنهايي نشان ميدهد که کتاب خواندن باعث ميشود در زندگي موفقتر باشيد.

 

۴- مطالعه فشار رواني را از بين ميبرد

وقتي که کتاب ميخوانيد، خودتان و ذهن نگرانتان را به يک دنياي ديگر منقل ميکنيد، که باعث ميشود سختيهاي زندگي را براي دقايقي از زندگيتان حذف کنيد. تحقيقات نشان داده که فقط ۶ دقيقه کتاب خواندن ميتواند تا ۶٨ درصد فشار رواني را کاهش دهد.

 

۵- کتاب درماني کنيد

کتاب خواندن مثل فيلم ديدن يا گوش دادن به يک آهنگ خوب ميتواند باعث شود که تجربيات گذشته را دوباره زنده کنيم و از يک بعد جديد به آنها نگاه کنيم تا قادر شويم تصميمهاي بهتري در زندگي بگيريم.

 

۶- خواندن باعث ميشود شما فرد جذابتري به نظر برسيد

هيچ کس نيست که از آدمي که پر از اطلاعات است و هميشه حرفهاي جديد براي گفتن دارد خوشش نيايد، پس بهتر است بيشتر مطالعه کنيد تا اطرافيان بيشتر جذب شما بشوند.

 

٧- کتاب خواندن دايره لغات را وسيعتر ميکند

هرچه کتابهاي بيشتري باز کرده باشيد، با کلمات بيشتري درگير شدهايد و به خاطر اينکه همه ما بالاخره در مرحلهاي از کار و زندگي به کلمات و قوه تکلم احتياج داريم، احتمالش هست که باعث موفقيتهاي کاري براي ما شود.

 

٨- باز کردن کتاب شما را نويسنده بهتري ميکند

خواندن يک کتاب خوب ميتواند باعث شود که مهارتهاي نوشتن آن نويسنده روي مهارتهاي شما نيز تأثير بگذارد. درست مثل وقتي که گوش دادن به آهنگ خوب ميتواند به سليقه موسيقايي ما جهت بدهد.

 

٩- کتاب خواندن باعث ميشود ديگران را بهتر درک کنيد

با خواندن کتابهاي داستان، شما اين قابليت را پيدا ميکنيد که زندگي به غير از زندگي خودتان، با قابليتهاي خيلي بالاتر را تجربه کنيد و راجع به فرهنگ و زندگي مردم در ساير کشورها هم اطلاعات کسب کنيد، بنابراين شما ميتوانيد احساس نزديکي بيشتري به مردم جهان بکنيد.

 

١٠- کساني که بيشتر مطالعه ميکنند، زندگي بهتري دارند

ويلسون فلچر،کارگردان معروف، ميگويد: خواندن درهاي زيادي را به روي آدم باز و زندگي را راحتتر ميکند. در آخر روز نميفهمي چطور، اما کتاب خواندن کلي حالت را بهتر ميکند. پس همگي بهتر است به فکر يک برنامه مرتب مطالعه روزانه باشيم؛ از همين امروز!

هگمتانه

 

 

 

 

 

 

 

زندگينامه رودکي                                                                                               
 
رودکي، ‌ابوعبدالله جعفر فرزند محمد فرزند حکيم فرزند عبدالرحمان فرزند آدم.

از کودکي و چگونگي تحصيل او آگاهي چنداني به دست نيست. در ٨ سالگي قرآن آموخت و آن را از بر کرد و از همان هنگام به شاعري پرداخت. برخي مي گويند در مدرسه هاي سمرقند درس خوانده است. آنچه آشکار است، وي شاعري دانش آموخته بود و تسلط او بر واژگان فارسي چندان است که هر فرهنگ نامه اي از شعر او گواه مي آورد. رودکي از روزگار جواني آوازي خوش داشت، در موسيقي و نوازندگي چيره دست و پر آوازه بود. وي نزد ابوالعنک بختياري موسيقي آموخت و همواره مورد ستايش او بود، آن چنان که استاد در روزگار کهنسالي چنگ خود را به رودکي بخشيد. رودکي در همان دوره شعر نيز مي سرود. شعر و موسيقي در سده هاي چهارم و پنجم همچون روزگار پيش از اسلام به هم پيوسته بودند و شعر به همراه موسيقي خوانده مي شد. شاعران بزرگ آناني بودند که موسيقي نيز مي دانستند. از هم عصران رودکي ،منجيک ترمذي (نيمه دوم سده چهارم) و پس از او فرخي (۴٢٩ ق) استاد موسيقي زمانه خويش بودند. شاعران، معمولاً قصيده هايشان را با ساز و در يکي از پرده هاي موسيقي مي خواندند. هرکس که صدايي خوش نداشت يا موسيقي نمي دانست، از راوي مي خواست تا شعرش را در حضور ممدوح بخواند. رودکي، شعرش را با ساز مي خواند. رفته رفته آوازه رودکي به دربار سامانيان رسيد و نصربن احمد ساماني (٣٠١ ـ ٣٣١ ق) او را به دربارفرا خواند. برخي بر اين گمانند که او پيش از نصربن احمد به دربار سامانيان رفته بود، در آنجا بزرگترين شاعر دربار ساماني شد. در آن روزگار در محيط ادبي، علمي، اقتصادي و اجتماعي فرارود، آن چنان تحولي شگرف روي داده بود که دانش پژوهان، آن دوره را دوران نوزايي (رسانس) ايراني مي نامند. بر بستر چنين زمينه مناسب اقتصادي، اجتماعي و برپايه دانش دوستي برخي از پادشاهان ساماني، همچنين با تلاش و خردمندي وزيراني دانشمند و کاردان چون ابوالفضل بلعمي (٣٣٠ ق) و ابوعلي محمد جيهاني (٣٣٣ ق)، بخارا به صورت مرکز بزرگ علمي، ادبي و فرهنگي درآمد. دربار سامانيان، محيط گرم بحث و برخورد انديشه شد و شاعران و فرهنگمداران از راههاي دور و نزديک به آنجا روي مي آوردند. بهترين آثار علمي، ادبي و تاريخي مانند شاهنامه منصوري، شاهنامه ابوالمؤيد بلخي (سده چهارم هجري)، عجايب البلدان، حدود العالم من المشرق الي المغرب در جغرافيا، ترجمه تفسير طبري که چند تن از دانشمندان فراهم کرده اند، ترجمه تاريخ طبري از ابوعلي بلعمي، آثار ابوريحان بيروني (۴۴٠ ق) و ابوعلي سينا (۴٢٨ ق) در روزگار سامانيان پديد آمدند. دانشمندان برجسته اي مانند محمد زکرياي رازي (٣١٣ ق) ابونصر فارابي (٣٣٩)، ابوريحان بيروني، ابوعلي سينا و بسياري از شاعران بزرگ مانند فردوسي (۴١٠/۴١۶ ق) در اين روزگار يا متأثر از آن برآمده اند. بزرگترين کتابخانه در آن دوران در بخارا بود که ابوعلي سينا آن را ديد و گفت که نظير آن را هرگز نديده است. تأثير اين تحول، نه تنها در آن دوره که در دوران پس از آن نيز پيدا است. رودکي فرزند چنين روزگاري است. وي در دربار ساماني نفوذي فراوان يافت و به ثروتي افزون دست يافت. نفوذ شعر و موسيقي او در دربار نصربن احمد چندان بود که داستان بازگشت پادشاه از هرات به بخارا، به خوبي بيانگر آن است. هنگامي که نصربن احمد ساماني به هرات رفته، ديرگاهي در آن ديار مانده بود، هيچ کس را ياراي آن نبود تا از پادشاه بخواهد که بخارا بازگردد؛ درباريان از رودکي خواستند تا او اين وظيفه دشوار را بپذيرد. رودکي شعر پر آوازه « بوي جوي موليان آيد همي ـ ياد يار مهربان آيد همي » را سروده است. 

درباريان و شاعران، همه او را گرامي مي داشتند و بزرگاني چون ابوالفضل بلعمي و ابوطيب مصعبي صاحب ديوان رسالت، شاعر و فيلسوف. شهيد بلخي (٣٢۵ ق) و ابوالحسن مرادي شاعر با او دوستي و نزديکي داشتند. گويند که وي از آغاز نابينا بود، اما با بررسي پروفسور گراسيموف (١٩٧٠ م) بر جمجمه و استخوانهاي وي آشکار گرديد که در دوران پيري با فلز گداخته اي چشم او را کور کرده اند، برخي استخوانهايش شکسته بود و در بيش از ٨٠ سالگي درگذشت. رودکي گذشته از نصربن احمد ساماني کسان ديگري مانند امير جعفر بانويه از اميران سيستان، ابوطيب مصعبي، خاندان بلعمي، عدناني، مرادي، ابوالحسن کسايي، عماره مروزي و ماکان کاکي را نيز مدح کرده است. از آثار او بر مي آيد که به مذهب اسماعيلي گرايش داشته است؛ شايد يکي از علتهاي کور شدن او در روزگار پيري، همين باشد. با توجه به مقاله کريمسکي، هيچ بعيد به نظر نمي رسد که پس از خلع امير قرمطي، رودکي را نيز به سبب هواداري از قرمطيان و بي اعتنايي به مذهب رايج زمان کور کرده باشند. آنچه مسلم است زندگي صاحبقران ملک سخن ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکي سمرقندي در هاله اي از رمز و راز پوشيده شده است و با اينکه بيش از هزار و صد سال از مرگ او مي گذرد، هنوز معماهاي زندگي او حل نشده و پرده اي ابهام بر روي زندگي پدر شعر فارسي سايه گسترده است. رودکي در پيري با بي اعتنايي دربار روبرو شد و به زادگاهش بازگشت؛ شعرهاي دوران پيري او، سرشار از شکوه روزگار، حسرت از گذشته و بيان ناداري است. رودکي از شاعران بزرگ سبک خراساني است. شعرهاي اندکي از او به يادگار مانده، که بيشتر به صورت بيتهايي پراکنده از قطعه هاي گوناگون است. سيري در آثار کامل ترين مجموعه عروض فارسي، نخستين بار در شعرهاي رودکي پيدا شد و در همين شعرهاي باقيمانده، ٣۵ وزن گوناگون ديده مي شود. اين شعرها داراي گشادگي زبان و توانايي بيان است. زبان او، گاه از سادگي و رواني به زبان گفتار مي ماند. جمله هاي کوتاه، فعلهاي ساده، تکرار فعلها و برخي از اجزاي جمله مانند زبان محاوره در شعر او پيداست. وجه غالب صور خيال در شعر او، تشبيه است. تخيل او نيرومند است. پيچيدگي در شعر او راه ندارد و شادي گرايي و روح افزايي، خردگرايي، دانش دوستي، بي اعتبار دانستن جهان، لذت جويي و به خوشبختي انديشيدن در شعرهاي او موج مي زند. وي نماينده کامل شعر دوره ساماني و اسلوب شاعري سده چهارم است. تصويرهايش زنده و طبيعت در شعر او جاندار است. پيدايش و مطرح کردن رباعي را به او نسبت مي دهند. رباعي در بنياد، همان ترانه هايي بود که خنياگران مي خوانده اند و به پهلويات مشهور بوده است؛ رودکي به اقتضاي آوازه خواني به اين نوع شعر بيشتر گرايش داشته، شايد نخستين شاعري باشد که بيش از ساير گويندگان روزگارش در ساختن آهنگها از آن سود برده باشد. از بيتها، قطعه ها، قصيده ها و غزلهاي اندکي که از رودکي به يادگار مانده، مي توان به نيکي دريافت که او در همه فنون شعر استاد بوده است.

معرفي آثار

تعداد شعرهاي رودکي را از صدهزار تا يک ميليون بيت دانسته اند؛ آنچه اکنون مانده، بيش از ١٠٠٠ بيت نيست که مجموعه اي از قصيده، مثنوي،قطعه و رباعي را در بر مي گيرد. از ديگر آثارش منظومه کليله و دمنه است که محمد بلعمي آن را از عربي به فارسي برگرداند و رودکي به خواسته اميرنصر و ابوالفضل بلعمي آن را به نظم فارسي در آورده است (به باور فردوسي در شاهنامه، رودکي به هنگام نظم کليله و دمنه کور بوده است).

اين منظومه مجموعه اي از افسانه ها و حکايتهاي هندي از زبان حيوانات فابل است که تنها ١٢٩ بيت آن باقي مانده است و در بحر رمل مسدس مقصور سرود شده است؛ مثنويهاي ديگري در بحرهاي متقارب، خفيف، هزج مسدس و سريع به رودکي نسبت مي دهند که بيتهايي پراکنده از آنها به يادگار مانده است. گذشته از آن شعرهايي ديگر از وي در موضوعهاي گوناگون مدحي، غنايي، هجو، وعظ، هزل ، رثاء و چکامه، در دست است. عوفي درباره او مي گويد: " که چنان ذکي و تيز فهم بود که در هشت سالگي قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بياموخت و شعر گرفت و معناي دقيق مي گفت، چنانکه خلق بر وي اقبال نمودند و رغبت او زيادت شد و او را آفريدگار تعالي آوازي خوش و صوتي دلکش داده بود. از ابوالعبک بختيار بر بط بياموخت و در آن ماهر شد و آوازه او به اطراف واکناف عالم برسيد و امير نصر بن احمد ساماني که امير خراسان بود، او را به قربت حضرت خود مخصوص گردانيد و کارش بالا گرفت و ثروت و نعمت او به حد کمال رسيد. زادگاه او قريه بنج از قراء رودک سمرقند است. يعضي او را کور مادر زاد دانسته اند و عقيده برخي بر آن است که در اواخر عمر نابينا شده است. وفات وي به سال ٣٢٠ هـجري در زادگاهش قريه بنج اتفاق افتاده و در همان جا به خاک سپرده شده است. رودکي در سرودن انواع شعر مخصوصاً قصيده، مثنوي ، غزل و قطعه مهارت داشته است و از نظر خوشي بيان در تاريخ ادبيات ايران پيش از او شاعري وجود ندارد که بتواند با وي برابري کند. به واسطه تقرب به امير نصر بن احمد ساماني (٣٠١-٣٣١) رودکي به دريافت جوائز و صله فراواني از پادشاه ساماني و وزيران و رجال در بارش نائل گرديد و ثروت و مکنتي زياد به دست آورده است چنانکه به گفته نظامي عروضي هنگامي مه به همراهي نصر بن احمد از هرات به بخارا مي رفته، چهار صد شتر بنه او بوده است. علاوه بر دارا بودن مقام ظاهري رفعت پايه سخنوري و شاعري رودکي به اندازه اي است که از معاصران او شعراي معروفي چون شهيد بلخي و معروفي بلخي او را ستوده اند و از گويندگان بعد از او کساني چون دقيقي، نظامي عروضي، عنصري، فرخي و ناصرخسرو از او به بزرگي ياد کرده اند.

ويژگي سخن سخنان رودکي در قوت تشبيه و نزديکي معاني به طبيعت و وصف ،کم نظير است و لطافت و متانت و انسجام خاصي در ادبيات وي مشاهده مي شود که مايه تأثير کلام او در خواننده و شنونده است. از غالب اشعار او روح طرب و شادي و عدم توجه به آنچه مايه اندوه و سستي باشد مشهود است و اين حالت گذشته از اثر محيط زندگي و عصر حيات شاعر نتيجه فراخي عيش و فراغت بال او نيز مي باشد. با وجود آنکه تا يک ميليون و سيصد هزار شعر بنا به گفته رشيدي سمرقندي به رودکي نسبت داده اند تعداد اشعاري که از او امروزه در دست است به هزار بيت نمي رسد. از نظر صنايع ادبي گرانبهاترين قسمت آثار رودکي مدايح او نيست، بلکه مغازلات اوست که کاملاً مطابق احساسات آدمي است، شاعر شادي پسند بسيار جالب توجه و شاعر غزلسراي نشاط انگيز، بسيار ظريف و پر از احساسات است. گذشته از مدايح و مضمون هاي شادي پسند و نشاط انگيز در آثار رودکي، انديشه ها و پندهايي آميخته به بدبيني مانند گفتار شهيد بلخي ديده مي شود. شايد اين انديشه ها در نزديکي پيري و هنگامي که توانگري او بدل به تنگدستي شده نمو کرده باشد، مي توان فرض کرد که اين حوادث در زندگي رودکي، بسته به سرگذشت نصر دوم بوده است. پس از آنکه امير قرمطي را خلع کردند مقام افتخاري که رودکي در دربار به آن شاد بود به پايان رسيد. با فرا رسيدن روزهاي فقر و تلخ پيري، ديگر چيزي براي رودکي نمانده بود، جز آنکه بياد روزهاي خوش گذشته و جواني سپري شده بنالد و مويه کند.

نمونه اشعار

زمانه پندي آزاد وار داد مرا ----- زمانه را چو نکو بنگري همه پند است

به روز نيک ِ کسان گفت تا تو غم نخوري ----- بسا کسا که به روز ِ تو آرزو مند است

زمانه گفت مرا خشم خويش دار نگاه ----- کرا زبان نه به بند است پاي دربند است

 

اندر بلاي سخت

اي آنکه غمگني و سزاواري ----- وندر نهان سرشک همي‌باري

رفت آنکه رفت و آمد آنکه آمد----- بود آنچه بود، خيره چه غم داري؟

هموار کرد خواهي گيتي را؟----- گيتي‌ست، کي پذيرد همواري؟

مستي نکن که او نشنود مستي ----- رازي مکن که نشنود او زاري

شو، تا قيـامت آيـد زاري کن! ----- کي رفته را به زاري باز آري؟

آزار بيـش بيـني زيـن گردون ----- گر تو به هر بهانه بيـازاري

گوئي گماشته است بلائي او ----- بر هر که تو بر او دل بگماري

ابري پديدني و کسوفي ني ----- بگرفت ماه و گشت جهان تاري

فرمان کني و يا نکني ترسم ----- بر خويشتن ظفر ندهي باري

اندر بلاي سخت پديـد آيد ----- فضل و بزرگمردي و سالاري



کليله و دمنه رودکي

مهمترين کار رودکي به نظم در آوردن کليله و دمنه است، متاسفانه اين اثر گرانبها مانند ساير آثار و مثنويهاي رودکي گم شده است و از آن جز ابياتي پراکنده در دست نيست. از ادبيات پراکنده اي که از منظومه کليله و دمنه و ساير مثنويهاي رودکي باقي مانده است مي توان فهميند که صاحبقران ملک سخن لقبي برازنده او بوده است. در شعر او قوه تخيل، قدرت بيان، استحکام و انسجام کلام همه با هم جمع است و بهمين دليل در دربار سامانيان، قدر و مرتبه اي داشت که شاعران بعد از او هميشه آرزوي روزگار او را داشتند.

 

http://www.shaaer.com

 

 

 

 

 

 

معرفي هنر مينياتور

 

"مينياتور" در لغت به معني کوچک‌تر نشان دادن است. اين کلمه در اصل يک لغت خارجي است و نيمه اول قرن حاضر در زبان فارسي امروز مصطلح گرديد که در معناي واقعي به مينياتورهاي ايراني يا کشورهاي ديگر منحصر نمي‌شود، بلکه هر شيء هنري ظريف و ريز که به هر سبک و شيوه‌اي ساخته شده باشد، مينياتور ناميده مي‌شود. در حال حاضر در ايران به نقاشي‌هاي ايراني، چه قديمي و چه جديد، که از سبک و روش غربي پيروي نکرده و داراي خصوصيات نقاشي سنتي باشد، مينياتور مي‌گويند. و اين موضوع به صورت يک غلط مصطلح پذيرفته شده است.

مينياتور از بغداد شروع شد و پس از بغداد مراکز اين هنر ايراني به تبريز و اصفهان و شيراز و هرات انتقال يافت که هر يک ويژگي‌هاي خاص خود را داشت، به طور کلي مينياتور در دوره تيموريان (قرن نهم) به اوج کمال و رونق رسيد. در نقاشي مينياتور، تصاوير شباهتي با عالم واقع ندارند. حجم و سايه روشن هم به کار نمي‌رود و قوانين مناظر رعايت نمي‌شود. هنرمند به کشيدن پيکرهاي انساني تأکيد چنداني ندارد. بلکه علاقه او بيش از هر چيز به کشيدن لباس‌هاي فاخر بر تن شخصيت‌هاي خود است و گاهي براي نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را مي‌پوشاند. حتي گاه قامت را بلندتر نشان مي‌دهد تا بهره‌گيري از امتياز قباي بلند ميسر شود. در مينياتور چهره افراد بيشتر در سنين جواني ترسيم شده است که اين چهره‌ها به آدمک‌هاي بدون جنسيت شباهت دارند. اما در چهره‌هاي پير اين‌گونه بي‌جنسيتي وجود ندارد. در اغلب تصاوير، آفتاب بهاري مي‌درخشد. درختان ميوه، اغلب مملو از شکوفه‌ و برگ‌ است. اما گاهي هم با درختاني عاري از برگ روبه‌رو مي‌شويم.

اسب‌ها نيز اغلب از پهلو ديده مي‌شوند و  به ندرت مي‌توان اسبي را از روبه‌رو و يا پشت مشاهده کرد. هنرمندان در کنار نقاشي مينياتور، طراحي به شيوه قلم‌گيري را نيز انجام مي‌دادند و براي آن ارزش خاصي قائل بودند. اين طرح‌ها را مجموعه‌اي از خطوط منحني کوتاه و بلند، در نهايت ظرافت و زيبايي تشکيل‌ مي‌دهند که گاهي با استفاده از يک يا دو رنگ، همراه با رنگ طلايي، اثر به پايان مي‌رسد. با نگاهي به اين طرح‌ها مي‌بينيم که عنصر خط و حالت‌هاي مختلف آن، بر رنگ ترجيح دارد. قديمي‌ترين اين طرح‌ها که با قوانين نقاشي‌هاي مينياتور  منطبق است به دوران مغول و تيموريان مي‌رسد. در طراحي اين هنرمندان خطوط گويي مي‌خواهند حرکت کنند. ظاهراً به جهت معيني مي‌روند و چيزي را نشان مي‌دهند. خم مي‌شوند، برمي‌خيزند و يا گرد هم مي‌آيند. در همه حال چشم در تعقيب آن‌هاست و نمي‌تواند از حرکت باز ايستد. اين خطوط گاهي به صورت مارپيچ در فضاي بالا، ابر را القا مي‌کنند و گاه به صورت منحني‌هاي کوتاه و بلند مطرح مي‌شوند. اين حرکت نه تنها در طراحي، بلکه در آثار هنري ما نيز به چشم مي‌خورد.

روش‌هاي مختلف طراحي مينياتور

شيوه‌هاي نقاشي در ايران بسيار متنوع است. هر يک از استادان معروف، تغييراتي در روش و شيوه‌هايي که قبل از خود متداول بوده، وارد نموده‌اند. اين روش‌ها را در طراحي مي‌توان به طور کلي به دو دسته تقسيم کرد:

١- طراحي رنگي»: در اين طرح‌ها، در بعضي قسمت‌ها رنگ به کار رفته است. در اين شيوه، از رنگ طلايي حتماً استفاده شده است. زمينه طرح به حال خود باقي مي‌ماند. قسمت‌هاي مختصري که رنگي است از رنگ‌هاي جسمي و روحي همراه با هم استفاده شده، ولي اکثراً کار با خطوط قلم‌مو طراحي شده است.

٢- طراحي سفيد قلم»: طرح‌هايي که با قلم‌مو و رنگ سفيد، روي کاغذ يا صفحه تيره‌ رنگ کار شده باشد، طراحي سفيد قلم ناميد مي‌شود، در ابتدا اين روش بيشتر براي تزئين و طراحي روي جلدهاي روغني که اکثراً سطح آن مشکي بود، استفاده مي‌شد. علاوه بر رنگ سفيد، گاهي هم مختصر رنگ طلايي و يا رنگ‌هاي روشن ديگر، در اين گونه طراحي‌ها استفاده مي‌شود. شيوه نقاشي مکتب ماني در پيدايش مکاتب نقاشي ايران بدون تأثير نبوده است. گروه‌هاي زيادي از پيروان ماني به سوي سرزمين‌هاي شرقي و شمال خاوري ايران روي آوردند و به زودي در آن نقاط آيين خود را گسترش دادند. اين آمدن و تأثير گذاردن از نظر مطالعه تاريخچه مينياتور اهميت بسزايي دارد.

 

جايگاه زن شرقي در مينياتور

بنا بر اعتقادات ديني، خداوند به مادران به خاطر تولد فرزندشان وعده بهشت مي‌دهد. ذات باري‌تعالي بر مبناي اين اعتقاد پاک در زمان متولد شدن فرزند، بذر عشق و محبت را در دل مادران مي‌کارد. محبتي که با وجود تمام مشکلات و سختي‌هاي بارداري، مادران با اشتياقي وصف‌ناپذير حاضر به تحمل تمام اين دردها هستند، و اين همان نهايت يک عشق بي‌منت مادرانه است و به راستي محبت مادرانه در کلام نمي‌گنجد، به همين جهت است که مادران به نحوي باشکوه و فرشته خصال در مينياتور به تصوير کشيده مي‌شوند.

 

درباره استاد فرشچيان

"محمود فرشچيان" از چهره‌هاي برجسته هنر مينياتور است. وي در سال ١٣٠٨ شمسي در اصفهان ديده به جهان گشود. پدرش حاج غلامرضا فرشچيان از تجار فرش بود و در کار هنر قالي بافي دست داشت. اين زمينه مساعد براي پرورش ذوق و شوق او در راه آشنايي با هنر مؤثر افتاد. از سال‌هاي پيش از مدرسه از روي نقش‌هاي قالي طرح مي‌زد. تا به تدريج دستش در کار نقش‌پردازي روان شد. فرشچيان در طي تحصيلات مقدماتي در محضر استاد ميرزا آقا امامي هنرمند چيره‌دست و پرآوازه اصفهاني به آموختن نقاشي پرداخت. او از فعاليت هنري خود احساس رضايت و شادماني داشت. سال ١٣٢٩ فرشچيان به کسب ديپلم عالي نائل آمد.

بدون ترديد وي در طراحي و شناخت و به کارگيري رنگ‌ها فوق‌العاده قدرتمند و قوي است. اين قدرت قلم و صلابت و استواري خطوط قلم‌گيري است که از وي هنرمندي پرآوازه و مشهور ساخته است. از نظر محتوا و مضمون، آثار استاد با الهام از ادبيات عرفاني و باورهاي ديني و مذهبي ساخته و پرداخته شده‌اند. سخن آخر اينکه امروز استاد فرشچيان از پس نزديک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشي و خلق نقش‌هاي دلنشين و چشم‌نواز، هنرمندي است که به جرئت مي‌توان او را صاحب سبک جديدي در نقاشي ايراني (مينياتور) دانست.

 

http://www.asemooni.com

 

 
     
     
 
   منبع:   روزنامه رسالت - هگمتانه -shaaer.com- asemoni.com
 
 
 
 
 
 
  تاریخ انتشار : ١٣٩۵/١٠/٠٨ تعداد بازدیـد : ۶٨۴ نسخه چاپی
 
 
طبقه بندی موضوعی    
بهداشت و سلامت    
تجارت و اقتصاد    
فرهنگ و هنر    
فناوری اطلاعات    
مدیریت شهری    
معلومات عمومی    
ورزش و سرگرمی    
 
 
 
 
 
© 2005 - 2019  Hamedan.ir
آمار و اطلاعات کاربران
١ کاربران آنلاین :
۱۱۰,۰۷۳ تعداد بازدید :
   
   
 
سایت های مرتبط
مرکز اطلاعات مدیریت شهری
سایت مرجع مدیریت شهری
موسسه فرهنگی تبیان
موسسه فرهنگی راسخون
 
لینک های مرتبط
شهر الکترونیک همدان
پایگاه اطلاع رسانی
مناقصات و مزایدات
پیام ها و اطلاعیه ها
 
دسترسی سریع 
آرشیـو مجلات
آرشیـو مدیریت شهری
آرشیـو مجله فناوری
آرشیو مجله بهداشت
 
 
 
کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال متعلق به شهرداری همدان بوده و هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
طراحی و پشتیبانی : سازمان آمار و فناوری اطلاعات شهرداری همدان